اعتراف صاحب اسم رمز فتنه جریان انحرافی...

انحراف از کجا آغاز شد؟ انحراف اصلی از نماز جمعه تهران در سال 69 آغاز شد، انحراف اصلی "انحراف اقتصادی" بود که در کشور شکل گرفت. آنهایی که می گویند انحراف همان زاویه داشتن با ولایت است به امری انتزاعی و اثبات نشده دل بسته اند! همیشه این را گفته اند و آن را به یک تابو مبدل نموده اند ولیک در مصادیقش همواره دل به تحلیل های توجیه ناپذیر سپرده اند.

همواره با این جمله امام خمینی (ره) پس از ماجرای ترور هاشمی در تاریخ 4خرداد 58، هاشمی را جدایی از اقدامات و سخنانش یک ولایتمدار خوانده اند و انحراف اقتصادی اش را به حاشیه برده اند و برعکس آن انحراف از ولایت را که یک "امر نسبی" و اثبات نشده بود به یک هیاهوی سیاسی مبدل کرده اند و بر سر کسی که به مبارزه با انحراف اصلی برخاسته بود کوباندند.

"مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد از بیمارستان پیام داد «به رضاخان بگوئید من زنده هستم». مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده‌است چون نهضت زنده است. آمریکا و دیگر ابرقدرت‌ها بدانند ملت ما زنده‌است... من به آقای هاشمی فرزند برومند اسلام تبریک می‌گویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفته و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خدای تعالی خواستارم."

آغاز انحراف اصلی:

اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعۀ تهران، ١٨ آبان ١٣۶٩ : «… اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش‌مسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است.

زمان آن رسیده که مسؤولین به مانور تجمل روی آورند. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند… هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه‌هایی از تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود…»

اکبر هاشمی رفسنجانی 1387 : «ساختن اقتصاد کشور با شیوه گداپروری جواب نمی‌دهد و باید در عرصه تولید قدم‌ های مهم و اساسی برداریم... ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط همان چیزی که اسلا م از آن به عنوان کفاف و عفاف یاد کرده تامین کنیم، نه یک زندگی ریاضت کشانه.ما امکان تامین مردم در حد متوسط را داریم، نه به عنوان صدقه خوری و گداپروری، بلکه باید انسان هایی بسازیم که روی پای خود درس بخوانند، کار کنند و خود را تامین کنند. اگر می خواهیم عدالت داشته باشیم نباید تقسیم فقر کنیم بلکه توزیع عدالت با توسعه غنا ممکن است. ما نمی توانیم بدون عدالت، پیشرفت، توسعه و برداشت درست از منابع انسانی و طبیعی داشته باشیم.»

هاشمی رفسنجانی ن:/..روز 93 در مصاحبه با شرق: شرایطی راکه 8 سال پیش وجود داشت؛  قبول نداشتم و تمام این هشت سال را "مسیر انحرافی" می دانستم که "یادگاری من" مانده است. اینها هنوز هم در جلسات خصوصی شان می گویند که فلانی این لقب را به ما داده است.
شرق: خودشان هم به خودشان می گویند جریان انحرافی. یکی در اوین به دیگری گفته بود که شما جنبش سبز هستید و ما جریان انحرافی هستیم.
هاشمی: بعضی ها اینگونه می گویند و بعضی ها هم طعنه می زنند.
شرق: می خواهم بگویم که این برچسب چنان به آنها چسبیده که خودشان هم باور دارند.
هاشمی: از این گونه تعابیر خاطرات خوبی داریم. اوایل انقلاب بعضی از خانواده ها که از متمکّنین بودند و مورد تعرض قرار گرفته بودند، پیش ما می آمدند و می گفتند که شما به فکر ما مستکبرین هم باشید. (با خنده) به هر حال شرایط فرق می کند. اولاً تصمیم داشتم که وارد انتخابات ریاست جمهوری نشوم، چون داشتم در مجمع کار می کردم که نوشتن سیاست های کلی؛ اساسی تر از کارهای اجرایی است.

***پی نوشت به تمام عمارپندار ها و اصولسوارها... 

دو سال پیش یادداشتی در مورد صاحب فتنه بودن هاشمی رفسنجانی در ماجراسازی جریان انحرافی نوشته بودم: کلید رمز دو فتنه در دستان یک شوالیه! :: ۱۳٩٠/۴/٢٩

/ 1 نظر / 22 بازدید
مهر ماندگار

کسانیکه منحرفین واقعی این نظام بودندو خیانتها کردند به آن، بهترین و پاکترین انسانها را متهم به انحراف کردندو بعد به این اتهام زنی خود بالیدند!!! در سرای باقی و در نزد پروردگار هم بابت این ابداع و این یادگاری انشاالله جزای خوبی دریافت خواهند کرد!!! و خاک بر سر آنانکه از روی جهالت وارد بازی شدند که جناب هاشمی آن را طراحی کرد. آنانکه خود را عمار و ولایی هم میدانند!!!