کیش و مات شدن یک روحانی در قمار مذاکره با آمریکا

چندی پیش که بحث در مورد سخنان مقام معظم رهبری در مورد مذاکره با آمریکا و دولتمردان سابق بالا گرفته بود، تعدادی از دوستان نظر بنده رو در مورد این موضوع می پرسیدند. 

این متن رو برای یکی از بچه ها فرستاده بودم که امروز قرار بر این شد منتشرش کنم:

رهبر یک انقلاب بسان یک شطرنج باز عمل می کند. کار او بازی با مهره هاست تا توانسته باشد نظام را با دید جامع به مقصد برساند. در شطرنج گاهی مهره ای فدای مصلحتی می شود تا هدف اصلی از حملات دشمن نجات یابد و یا مهره دیگری بتواند حرکتی را نهادینه سازد.

شطرنج باز ماهر فقط به جایگاه مهره ها می نگرد و نباید اسم مهره در تصمیمات شطرنج باز تاثیری بگذارد. مهم "اسب و فیل و وزیر و سرباز" بودن مهره هاست و نه اینکه اسم مهره "وزیر" خاتمی است یا احمدی نژاد یا روحانی و یا هرشخص دیگری. مهم "وزیر" بودن است و اختیارات در چارچوب آن وزیر.

رهبری در اعصار مختلف ریاست جمهوری های ادوار گذشته همواره از اصطلاحات ثابت و تعاریف همگون به نسبت روسای جمهور استفاده کرده است. همه را به نسبت جایگاهشان ستوده و مورد نقد قرار داده و اینگونه وظیفه رهبری خویش بر نظام جمهوری اسلامی را با تساوی رهنمون شده است و 
تنها "تبصره"های بیانات ایشان بوده که اعتقاد شخصی ایشان را نسبت به افراد متمایز نموده است.

در میز شطرنج مذاکره با آمریکا که نه 6ماه بلکه چند دهه از زمان بازی آن می گذرد رهبری با افراد مختلف در جایگاه های یکسان مدیریت بازی را به نفع نظام برنامه ریزی کرده و شاید بتوان گفت بهترین مدیریت چند دهه گذشته از نظر "بچه های انقلاب اصلی" در زمان 6سال دکتر احمدی نژاد حادث شد.

مدیریت های یک مدیر الهی معمولا به دو شیوه انجام می پذیرد:

1- مدیریت اعتقادی

2- مدیریت تدبیری

در مدل اول "روح اعتقاد" جلوبرنده و افزاینده "برکت" در مسیر می شود.

اما در مدل دوم نگاه "کارمندی" متکی بر قوانین زمینی بر مدار حاکم است و باری به هر جهت باید قوانین به گونه ای اجرا شود که اصول زیر سوال نرود و مشخصا "روح"ی که از اعتقادات نشأت گرفته باشد بر سیستم حاکم نمی شود.

مدیریت شطرنج باز در زمان دکتر احمدی نژاد از روی "اعتقاد" پیش می رفت و از همین روی بود که "برکت" در 6سال جامعه را در ابعاد مختلف فراگرفته بود.

اما 6ماه اخیر مدیریت به سبب آمدن یک "روحانی" از مدیریت اعتقادی به مدیریت "تدبیری" تغییر فاز داده است.

رهبری با سخنان اخیر خود پیرامون مذاکره با آمریکا؛ علنا تنها برگ برنده یک "روحانی" را با تدبیر خود سوزاند. دولت روحانی از قبل از آمدن تنها راه نجات کشور را هموار شدن گفت و گو و مذاکره با آمریکا می خواند و با کوبیدن بر تبل مذاکره همواره به دولت سابق انگ"دگماتیسم ارتباطی" وارد می کرد و با منت گذاشتن بر سر "ملت" و "نظام"، با تداعی آنکه آغازکننده ارتباط "ما" هستیم، اینگونه وانمود می کرد که پس از چند دهه می خواهیم یخ رابطه را آب کنیم.

اما رهبری این توههمات را با چند جمله در ذهن دولتمردان فعلی و آن مردمی که دل به این سخنان داده بودند مضمحل کرد. ایشان با یادآوری آنکه دولتمردان سابق نیز پای میز مذاکرات رفته اند، "بدیع" بودن را از سخنان یک "روحانی" گرفت و کهنه خواندن "کلمه کلیدی" سخنان رئیس جمهور فعلی تدبیر مقام معظم رهبری را نشان داد. عادی خواندن مذاکره با آمریکا "بازی های رسانه ای" دولت فعلی را از بین برد و تلاش کذایی و البته مجازی این دولت را پوشالی نشان داد.

رهبری اینگونه بیان کردند که دولت سابق نیز این مسیر را رفته است و انگ "دگماتیسم ارتباطی" و "جزیره ای رفتار کردن در مسائل سیاسی" که خواسته بدخواهان دولت سابق بود را پاک نمود و با بیان اینکه به "طرف مقابل=آمریکا" خوشبین نیستم در عین حالی که "مخالفت"ی ندارم، عرصه باز سیاست خارجه را به رخ مردم کشید، چراکه طی سال های گذشته مردم بر این خیال بودند که مشکلات بخاطر نبودن ارتباط با آمریکاست.

اما در این میان روسیاهی به ذغال است. دولت سابق برگ برنده خود را بر معیار "تلاش" حود استوار کرده بود و نه بر "میز مذاکرات"ی که همه گزینه ای من جمله گزینه "جنگ" روی آن است. دولت روحانی در ابتدای کار خود دست به "قمار" بزرگی زده است، قماری که به نظر مقام معظم رهبری تجربه شده و آخرش "باخت – باخت" است. راهی که به نظر مقام معظم رهبری برای اثبات شدن به مردم بارها پیموده شده و انتهایش "تابلوی بن بست" حک شده است.

دولت روحانی دل به "تلاش" تمام اعضای کابینه خود ندوخته است و تنها بر این خیال که وزارتخانه های "امور خارجه" و "نفت" در نقش معبر زن و فروشنده نفت خام، مسیر درآمدزایی کشور را باز می کنند دل به آینده و بودجه سال93 گره زده است و این قماری است که هشدار "باخت" در آن از هم اکنون از زبان رهبری به صدا در آمده و مردم و مسئولینی که هنوز پیام "24خرداد" را درک نکرده اند باید هرچه سریعتر پیام غیر رسانه ای آن را دریابند.

/ 5 نظر / 41 بازدید
مهر ماندگار

نویسنده محترم میتونستید مفهومتر و راحتتر توضیح بدین! یعنی میخواین بگید هدف رهبری از بردن کلمه «آن دولت» فقط این بود که به مردم بگن دولت یازدهم ابداع کننده نبودند؟! وقتی رهبری فرمودند آن دولت یعنی دولت دکتر، همه فکرها به سمت دکتر رفت. در صورتیکه همه میدونیم دکتر در 2 سال پایانی دولتش، از بحث هسته ای کنار رفتند. پس چه کسانی در دولت دهم تمایل به مذاکره با آمریکا داشتند؟ آقای صالحی؟ یا تیم آقای جلیلی؟ یعنی این مهم نیست؟ دکتر هیچوقت حاضر نبودند مثل این دولت از موضع ضعف و امتیازدهی پای میز مذاکره برن. بارها و بارها به همه گفتم که نظر دکتر عزیزم در مورد مذاکره با آمریکا دقیقا همون نظر رهبریست..

مهر ماندگار

نویسنده محترم میتونستید مفهومتر و راحتتر توضیح بدین! یعنی میخواین بگید هدف رهبری از بردن کلمه «آن دولت» فقط این بود که به مردم بگن دولت یازدهم ابداع کننده نبودند؟! وقتی رهبری فرمودند آن دولت یعنی دولت دکتر، همه فکرها به سمت دکتر رفت. در صورتیکه همه میدونیم دکتر در 2 سال پایانی دولتش، از بحث هسته ای کنار رفتند. پس چه کسانی در دولت دهم تمایل به مذاکره با آمریکا داشتند؟ آقای صالحی؟ یا تیم آقای جلیلی؟ یعنی این مهم نیست؟ دکتر هیچوقت حاضر نبودند مثل این دولت از موضع ضعف و امتیازدهی پای میز مذاکره برن. بارها و بارها به همه گفتم که نظر دکتر عزیزم در مورد مذاکره با آمریکا دقیقا همون نظر رهبریست..

جالب بود

مرتضی

جسارتا با مهر ماندگار موافقم، منظور این نوشته برام نامفهموم بود. رهبری میگه «بعضی» از مسئولین اون دولت هم قصد مذاکره داشتن اما من خوشبین نیستم. به نظر شما قراره انگ دگماتیسم ارتباطی با این سخن از رهبری پاک بشه؟ این درست مثل این می‌مونه که بگی انگ تحجر فرهنگی و دینی، با «نظرات لیبرالیستی» احمدی و مشایی پاک شد! در حالی که می‌دونیم دکتر و مهندس به هیچ وجه تفکر غیردینی و لیبرالی نداشتند و این فقط ادعای مخالفین مغرض بود، و این بدترین نوع توجیه و دفاعه. در عوض باید برای مخاطب و سوال کننده توضیح داد که اگر در دولت مهر شاهد بعضی نگاه‌های تنگ‌نظرانه در عرصه فرهنگی بودیم، عمده‌ترین علتش فشار اصولگرایان در تحمیل وزرا و مسئولین فرهنگی به دولت بوده، و البته سایه سنگین برخی روحانیون متحجر که در حاکمیت نفوذ زیادی دارن. یادمون باشه دفاع بد، بهترین روش برای کوبیدن یک تفکره. رهبر نگفتن جریان عمومی حاکم بر دولت قبل همین بوده، ضمن این که حتی بعضی تردیدهایی مطرح می‌کنن در مورد این که اصولا رهبر اشاره مستقیمی به دولت نهم و دهم نداشته(دقت کنید که ایشون گفتن «اون دولت» نه «دولت قبل»)

بنده خدا

بسیار درباره جمله ی رهبری که دولت قبل هم این راه را رفته بود فکر کردم و احساس میکردم رهبری میخواهند به مردم بگویند راه احمدی نژاد هم از ما جدا بود ولی به حمدالله امروز برایم جا افتاد ممنون آقا سعید