سخنرانی منتشر نشده حجه الاسلام مهدی طائب با انحراف 180 درجه ای!!!

بی مقدمه... ما اگر در گذشته بمانیم اتلاف عمر کرده ایم. بررسی گذشته برای آن هست که برای آینده روشن بشویم و بتوانیم بهتر تحلیل کنیم و تصمیم بگیریم. ویژگی های این فتنه چه بود؟ این که مقام معظم رهبری فرمودند که ما فتنه بزرگتری در پیش داریم این یعنی چی؟
اما ویژگی های این فتنه؛

فتنه حزب خلق مسلمان

اولین فتنه ای که رخ داد در جمهوری اسلامی، فتنه حزب خلق مسلمان بود، ویژگی این فتنه آن بود که در قله آن یک مرجع تقلید قرار داشت که برخورد با آن را دشوار می کرد لکن یک خصیصه ای در آن جا وجود داشت و آن هم این بود که آن مرجع تقلید در بین انقلابیون خواص جایگاهی نداشت و از اول معلوم بود که با انقلاب میانه ای ندارد و در حد توده های نا آگاه مردم اثر گذاشت.

فتنه سازمان مجاهدین خلق                       

فتنه ای دومی که ما با آن مواجه شدیم فتنه سازمان مجاهدین خلق بود که بسیار دشوار بود. این  فتنه چند تا ویژگی داشت؛ یک اینکه فرزندان بسیاری از علمای انقلابی ما عضو آنها بودند، مرحوم مشکینی فرزندش جزء اینها بود، مرحوم طالقانی فرزندش جزء اینها بود، آیت الله محمدی گیلانی فرزندش جزء اینها بود که اینها را از باب نمونه عرض می کنیم و اینها سابقه انقلابی داشتند و یک ویژگی مهم آنها این بود که اینها مسلح بودند و برخورد با اینها پیچیدگی خاص خود را ایجاب می کرد.

فتنه حامیان سید مهدی هاشمی و آقای منتظری

فتنه سومی که ما با آن مواجه شدیم فتنه حامیان سید مهدی هاشمی و آقای منتظری بود، این فتنه پیچیدگی اش نسبت به دو فتنه قبلی از این بابت بود که اولا قله آن کسی بود که قائم مقام امام بود ثانیا ایشان در بدنه حکومت آدم و نیرو داشت، کسانی که برای نظام ما عمود خیمه محسوب می شدند و وقتی که حضرت امام آقای منتظری را کنار گذاشتند همین آقای عبدالله نوری گفتند ما نمی گذاریم با یک نامه ایشان آقای منتظری را بگذارند کنار! ما زحمت کشیده ایم و فرد روحانی بزرگ دیگری که الان در قید حیات نیستند گفت ما شنیده بودیم انسان ها پیر می شوند و خرفت می شوند اما فکر نمی کردیم که اینقدر خرفت بشوند که چنین عملی را (خطاب به امام) انجام دهند و چنین شخصیتی را به ناگاه کنار بگذارند.

فتنه پیچیده 88

خب این فتنه خیلی فتنه پیچیده ای بود، ویژگی فتنه 88  چه بود؟ این فتنه 88 تقریبا مجموعه همه آن پیچیدگی ها را در دل خودش داشت؛ اولا مرجع تقلید داشت، آقای صانعی. ثانیا کسانی لیدر و چارچوبه ها بودند که اینها در سه فتنه قبلی برای خود آبرو جذب کرده بودند. مثلا آقای میرحسین موسوی در برابر خلق مسلمان ایستاده بود در برابر مجاهدین خلق ایستاده بود و در برابر قضیه عزل آقای منتظری هم ایشان در برابر حضرت امام مقاومتی نشان نداده بود و مقاومتی نکرده بود. کروبی هم در برابر حزب خلق مسلمان ایستاده بود و در برابر مجاهدین خلق هم بدین گونه و مسئول بنیاد شهید زمان امام بود. موسوی خوئینی ها که بود؟ موسوی خوئینی ها دادستانی بود که از امام حکم گرفته بود و امین بود از سوی امام و اینها کسانی بودند که در سه فتنه قبلی چهره شده بودند.

فرق بین فتنه و حمله دشمن

خب حالا چه فرقی بین فتنه و حمله دشمن هست؟ ما وقتی می گوییم فتنه یعنی حملات دشمن به ما توسط نیروهای که در بین ما و همرنگ ما هستند ولی حمله دشمن یعنی ورود دشمن و حمله دشمن توسط نیروهای خودش. فتنه به میزانی که این نیروها خودی باشند برخورد باهاش سخت می شود و به میزانی که رهبرانش و لیدرهای آنها همرنگ با ما باشند دشوار تر می شود. برخورد با فتنه حزب خلق مسلمان مشکل است چون رهبری عنوان مرجع تقلید دارد و می دانید که مرجع تقلید چه جایگاهی در بین مردم دارد. برخورد با مجاهدین خلق پیچیدگی دارد چون بچه هایی که در مجاهدین خلق بودند  افرادی هستند که در رژیم طاقوت اینها شکنجه ها شدند و بسیاری از علمای ما بچه هایشان جزء آنها هستند و برخورد با آنها سخت است و یا برخورد با آقای منتظری که قائم مقام امام است و خبرگان به آن رأی داده است.

حمایت احمد توکلی از موسوی خوئینی ها!

حالا یک فتنه هست که لیدرهای آن ناب های آن دوره هستند که به این سادگی نمی شود از آن گذشت. مثالی برایتان بزنم؛ دوران آقای خاتمی بود و با چند نفر نشسته بودیم و آقای احمد توکلی هم بود که صحبت آقای موسوی خوئینی ها شد، می دانید که اسناد لانه جاسوسی دو قسمت بود. یک قسمت آنهایی که به خاطر سرّی بودن زیادشان پودر کرده بودند و دسته دیگر آنهایی که به خاطر کمبود وقت رشته رشته کرده بودند که بعدا یک نابغه که آن زمان پزشک بود آمد و با اطلاعات گرفتن از یکی از اسرای نیروهای آمریکایی که کارمند بایگانی سفارت بودند و با نبوغ فوق العاده خودش رمز سرهم کردن رشته های کاغذ را کشف کرد. ایشان به من میگفت در حین سر هم کردن رشته ها بارها آقای موسوی خوئینی ها پیش من می آمدند و می گفتند علیه آقای بهشتی و یا آقای خامنه ای که در آن زمان امام خمینی (ره) در قید حیات بودند مدرک و سندی پیدا نکردید؟ و در پایان کار نیز که سندی یافت نشد آقای موسوی خوئینی ها گفته بودند که یک سند علیه این دو نفر بسازید! که با مخالفت من روبرو شدند. پس از پایان کار دو گونی پودر باقی مانده بود که این فرد نخبه که رتبه یک رشته پزشکی بودند و در عین حال حافظ قرآن کریم؛ پس از چند ماه تلاش یک نوع دستگاه سانتریفیوژ ساختند که براساس خاصیت گریز از مرکز و با محاسبات بر اساس فرمول های شیمیایی جوهر و نوع فرکانس و کاغذ و... این پودرها در دستگاه کنار هم قرار می گرفتند و صفحات را می ساختند ولی بسیار زمان بر بود این کار ولی بالاخره نتیجه داد و یک صفحه که قالبا اسامی جاسوس های آمریکا در ایران و خاورمیانه بود بازگردانده شد. همین که این دوست نخبه ما اولین صفحه را در اختیار قرار می دهد آقای موسوی خوئینی ها به آقایان حبیب الله بی طرف و میردامادی و ابراهیم اصغرزاده می گوید دستگاه را از این فرد سازنده دستگاه تحویل بگیرید و خودتان با آن کار کنید که با ممانعت دکتر روبرو می شوند و بالاخره پودر ها به دستور آقای موسوی خوئینی ها گرفته می شود و معدوم و ناپدید می گردد. خب آقای خوئینی ها از چه چیز می ترسید؟ آقای خوئینی ها دید اسم ها دارد کشف می شود و بدین جهت احساس ترس کردند که این جای تعجب دارد! آقای خوئینی ها از چه چیز می ترسد؟ ما این ماجرا را در آن جلسه که آقای احمد توکلی هم حضور داشت گفتم که آقای توکلی بلند شدند و گفتند این حرف ها دروغ است و آقای موسوی خوئینی ها دیگر از این حرف ها مبرا هستند! آقای احمد توکلی نمی توانست باور کند! حالا را نبینید که چقدر قضیه راحت است. لیدرهای این فتنه اینها بودند، برخورد با این فتنه بسیار پیچیده بود و اینکه مقام معظم رهبری روی این فتنه و حماسه 9دی اینقدر تاکید دارند علت این است که ایشان فتنه شناس اند. ایشان از اول انقلاب فتنه ها را دیده اند. ما پیچیده تر از این فتنه نداشتیم.

هاشمی رفسنجانی تمام شد

خب حالا سؤال من این است که به نظر شما اگر در آینده فتنه ای داشته باشیم طبق نظر رهبری که فرمودندفتنه بزرگ تر در راه است بفرمایید به نظر شما لیدر فتنه آینده کیست؟ ببینید پیچیدگی هر فتنه به رهبرانش بستگی دارد، خب این آقایان که دستشان رو شد. امروز در مشهد گفتم که اگر از آسمان زمزم ببارد و این آقایان را بگذارید زیر زمزم شستشو بشوند و بیاورید بیرون دیگر مورد قبول ملت قرار نخواهند گرفت. خدا اینها را ناف بهشت هم ببرد من حتی از خدا میخوام خدا بغل اینها اتاق به من ندهد و این برای مردم ما اینگونه شناخته شده است پس اینها دیگر نمی توانند لیدر باشند. هاشمی رفسنجانی نمی تواند مردم را حرکت بدهد یعنی به نامه هاشمی رفسنجانی کسی به خیابان ها نمی آید. سؤال کردند چرا مهدی هاشمی آزاد شد؟ و میرود بیرون توطئه می کند. گفتم چرا آزاد شدش درست است ولی توطئه می کند را ولش کن، نمی تواند. مهدی چه کسی را می خواهد به خط کند؟ مهدی دیگر دستش برای همه باز شده. اگر می خواهد مانند خودش را به خط کند که آنها به مهدی نیاز ندارند و خودشان مهدی اند، اگر میخواهد بیاید روی جوانان ما تاثیر بگذارد باید گفت تاریخ مصرف اینها برای جوانان ما تمام شده و حنای اینها رنگ ندارد. مثلا خاتمی، خاتمی میخواهد بیاید لیدر شود؟ خاتمی کدام حرکت اجتماعی را می تواند ایجاد بکند؟ خاتمی دستش باز شده.

فتنه بزرگتری در راه است

فتنه یعنی داشتن لیدر و رهبری که برای امت ما او چفت به انقلابه، چفت به اسلامه چفت به منافع مردمه ولی مردم نمیدونند و بیاید مردم را با لایه دین و انقلاب و اسلام ببره به سمت دشمن و یک همچین فردی که چنین قوه ای داشته باشد دیگر کیست؟ نداریم چنین کسی؛ لذا بنده می خواهم عرض کنم فتنه آینده، فتنه داخلی نیست. باید حواسمان را جمع کنیم. پس چه فتنه ای است؟ یعنی ما الان باید برای چه چیز آماده باشیم؟ این بحث بیداری که داریم این را باید وزنش کنیم.

دیگر در جمهوری اسلامی از وقتی حزب خلق مسلمان فاتحه اش خوانده شد دیگر یک نفر هم نرفت سراغ حزب خلق مسلمان. حضرت علی فرمود فتنه هر وقت می آید همه را به اشتباه می اندازد ولی هروقت آتش را به پا میکند و میرود همه انگشت به دهان می مانند! در طول تاریخ فتنه لیدر دار به این اندازه نداشته ایم ، پیچیده ترین لیدر ها، پس اینها نمیتوانند دیگر لیدر باشند.

بنده میخواهم خدمت شما عرض کنم که فتنه آینده فتنه جهانی است. از اینجا پیچ بحث را می چرخانم به دو سؤالی که در سطح جامعه هست. رنگ بحثمان عوض می شود.

دو سؤال بزرگ؟

بحث اول: همه این سؤال را دارند که این گرانی ها چیست؟ و بحث دوم: ما چرا موضع گیریمان راجع سوریه با جاهای دیگر متفاوت است؟ چطور دیپلماسی ایران در یمن و مصر و بحرین و لیبی و اینها حق را به مردم داد و در سوریه حق را به دولت دادند؟ دلیل این تفاوت در رفتار چیست؟

دلیل گرانی های اخیر چیست؟ تحریم!

ولی چرا گفتم این دو سؤال؟ چون این دو سؤال شیرازه وضعیت جهان امروز را روشن می کند. در جواب اولی باید گفت بله گرانی هست که بی سابقه است و در طول تاریخ انقلاب چنین گرانی سابقه نداشته است. همیشه اجناس که گران میشد 20درصد 30 درصد 40درصد بود و الان طی یک سال سکه بهار آزادی 300درصد یعنی 3برابر از 400هزار شد یک میلیون و دویست. بعضی از جنس ها طی دو ماه و سه ماه شد دو برابر سه برابر که تا به حال نداشتیم و یا همین ارز که طی 6ماه سه برابر شد.چرا؟

جواب ما: تحریم.

می گویند برو بابا تحریم را ما از اول داشتیم چرا بهانه می آورید؟ ما 34سال تحریم داشتیم چرا چنین قضیه ای اتفاق نیفتاد؟

در جواب باید گفت نه! درست است ما 34سال تحریم داشتیم ولی این تحریم جدید بی سابقه بوده است و تا به حال چنین تحریمی نداشته ایم. تا به حال از اول انقلاب تا به الان ما هرچه تحریم داشته ایم تحریم در واردات بوده است و ما هرگز تحریم صادراتی نشده بودیم که اجناسمان را نخرند. چه فرقی دارد؟ تا وقتی پول داشته باشید تحریم قابل دور خوردن است چون این دنیا، دنیای مادیات و پول است و همه چیز را می توان با پول دور زد. در این عالم پول همه کاره است انگار. در عراق آمریکایی ها که حمله کرده بودند ارتش عراق به نوعی منحل شده بود و ارتشی ها هم بیکار و گرسنه بودند و برای همین حمله به آمریکایی ها قیمت داشت، منهدم کردن هلی کوپتر 10000دلار، انهدام تانک آمریکایی 5000دلار، سرباز آمریکایی 1000دلار. پول خرج میکردی کار میکرد.

تحریم وارداتی قابل دور زدن است

تحریم وارداتی قابل دور زدن است چون پول دارید. اما این دفعه ما وارد بد معادلاتی شدیم، یعنی چی؟ جنسمان را نخریدند. جنس ما چیست؟ نفت است و نفت ما را نخریدند. سؤال اینکه چرا تا به حال اینها ما را تحریم صادراتی نکردند؟ می دانید شدیدترین تحریمی که به ما اعمال شد در زمان جنگ هنگام عملیات کربلای 5 بود و علت آن هم این بود که در عملیات کربلای 5 هدف ما برای گرفتن بصره بود، بصره را میگرفتیم نقشه جغرافیایی منطقه عوض میشد و برای همین هم دشمن هرچه داشت به میدان آورد، یادم هست یک عکس هوایی از جنوب بصره آورده بودند چون عملیات ما جنوب بصره بود و عکس هوایی را به من نشان دادند و من گفتم عکس اشتباهی است چون ما در جنوب بصره نیزار نداریم ولی در این تصویرهوایی نیزار دیده میشود که اشتباه است! یک نفر به من گفت این عکس نیزار نیست و تصویر توپخانه ای است در جنوب بصره، که به خاطر وسعت و فراوانی تعداد توپ ها از آسمان به صورت نیزار دیده میشد. در آن زمان شدیدترین تحریم را به ما اعمال کردند که حتی سیم خاردار هم به ما نمیفروختند ولی در آن زمان خودشان نفت ما را می خریدند چون کالای ما که نفت است برای آنها عین تنفس است که اگر بهشان نرسد مرده اند. باید گفت نفت در دنیا تمام شده به جز دو مکان که یکی ایران است و دیگری عراق. قبل از انقلاب ایران سال 1356 شش میلیون نفت صادر میکرد و آن موقع میگفتند ایران اگر اینگونه نفت صادر کند نفتش تا 30سال دیگر تمام است و عربستان آن موقع 9میلیون صادر میکرد و می گفتند نفت عربستان 50ساله است و همینطور کشورهای دیگر. انقلاب که شد صادرات نفت هم قطع شد چون متصدی استخراج نفت آمریکایی ها بودند که از ایران رفتند و ما نمیتوانستیم نفت از زمین در بیاوریم و این باعث شد 6میلیون بشکه نفت یک دفعه از بازار جهان قطع شود و یعنی خوراک کلی کارخانه در جهان قطع شد و دنیا به نوعی به مرگ افتاد و ایران هم چنین شرایطی را نداشت که بتواند سریع در آن اوضاع بتواند نفت استخراج کند و آمریکایی ها تنها به این امید داشتند که بازرگان بتواند استخراج نفت را برگرداند تا زنده شوند، یعنی امید داشتند که بازرگان بیاید و با آمدن او آمریکایی ها برای استخراج نفت بازگرداند و نهضت آزادی ها به دنبال این موضوع بودند و این را به امام می گفتند تا اینکه جاسوسخانه فتح شد و بازرگان به عنوان روزنه امید آمریکایی ها نابود شد! بعد از بازرگان آمریکایی ها امید بستند به رئیس جمهوری بنی صدر. بنی صدر خواست جای پای آمدن آنها را باز کند که امام نگذاشت و چون دوباره شکست خورده بودند تصمیمشان بر این شد که حمله کنند نوار نفتی ما را بگیرند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند چنانچه اولین حمله صدام فتح نوار نفتی ایران بود و حمله کردند به نفت شهر که آن را هم نتوانستد بگیرند و در این میان یک اتفاق بد دیگر هم برایشان افتاد و آن اینکه ما در جنگ پایانه های نفتی آنها را هم زدیم و جلوی صادرات نفت عراق هم گرفته شد و کمبود نفت بازار جهانی با قطع 3میلیون صادرات نفت عراق شد 9میلیون بشکه. کم کم ایران با تولید 5/1میلیون بشکه وارد صادرات شد. عربستان تولید خود را به 14میلیون رساند برای جبران کمبود و هشت سال این وضعیت ادامه پیدا کرد. پس از جنگ امید به بازگشت به ثبات و بازگشت استخراج نفت ایران و عراق به چرخه بازار بودند که این هم ممکن نشد و عراق با حمله به کویت، استخراج نفت کویت هم متوقف شد برای مدتی، و این ها هم در حالی بود که جمعیت زمین نیز در حال افزایش بود به طوری که اول انقلاب جمعیت کره زمین 5/5 میلیارد بود و الان شده 5/7میلیارد نفر یعنی 2میلیارد نفر مصرف کننده اضافه شده است اما تولید بسیار کم شده است. ایران تولید خود را بعد از جنگ به 2میلیون رساند ولی ناگهان با کمبود تولید نفت عربستان مواجه شدند و تولید نفت عربستان هم از 14میلیون به 9میلیون بشکه رسید. آمریکایی ها برای جبران این کمبود نفت که بحران شده بود در جهان، به عراق به قصد برداشت نفتهایشان حمله نظامی کردند و طی یک پروسه 6ساله شکست خوردند چون عراقی ها اجازه ندادند آمریکایی ها حتی یک دکل چاه بزنند و هر دکلی که آمریکایی ها احداث کردند عراقی ها آن را منفجر کردند. و جالب اینجاست که آمریکایی ها نتوانستند حتی یک چاه نفت  در عراق احداث کنند در صورتی که اکثر چاه های نفت عراق را ایرانیان احداث کردند. نفت در جهان اکسیر اعظم است و اگر 5/2میلیون بشکه سابق ما از بازار بیرون میرفت اینها مرده بودند. حال سؤال اینجاست که چرا با این اوضاعی که آنها اینقدر به نفت ما نیازمندند حال به تحریم صادرات نفت ایران که به ضررشان است پرداختند؟ جواب اینجاست که آمریکا دید دارد می میرد و عامل مرگش هم ایران است، حتی آمریکایی ها میگفتند ایران ما را از عراق بیرون انداخت.

دلیل تحریم ها

آمریکایی ها نتوانستند با ایران جنگ بکنند گفتند تحریمش میکنیم و 34سال جنس به ایران ندادند ولی اثر نکرد. پس برای ضربه زدن باید سراغ موارد دیگر میرفتند، به سراغ تهاجم فرهنگی رفتند که آن هم در حدی که آنها تصور داشتند برای براندازی اثر نداشت. پس فقط یک راه می ماند و آن این است که اجناس ایران را نخرند که به قول خودشان ایران قدرت تحمل این مورد را نخواهد داشت چون اگر ایران پول نداشته باشد می میرد، البته با علم بر این که خود آمریکا هم اینگونه می میرد. و به قول خود آمریکایی ها این دعوایی که ما راه انداختم دعوای مرگ مرگ است و ما که داریم میمیریم پس آخرین شانس خود را هم برای کشتن ایران امتحان می کنیم چراکه هرکس در این میدان یک مقدار بیشتر بتواند تحمل کند زنده می ماند. آمریکایی ها در این فکر اند که در این معادله مرگ مرگ نهایت تلاش خود را و ضربات خود را که موجب مرگ خودشان هم میشود وارد کنند تا ایران را بکشند.

صفر شدن فروش نفت ایران به خاطر تحریم

آمدند و خرید نفت ایران را کلا تعطیل کردند و صادرات نفت ایران شد صفر و اینگونه واقعا مسابقه مرگ مرگ شروع شد. و متأسفانه اقتصاد ما نیز هنوز تا حد زیادی وابسته به فروش نفت است. همین چند روز پیش اخبار میگفت 4میلیون تن گندم از هند وارد کردیم خب اینها پول می خواهد و اگر پول نباشد گندم نمی آید. این تحریم و بازی مرگ مرگ را شروع کردند، اما زودتر از آنکه فکرش را می کردند 11کشور اعلام کردند که ما داریم می میریم و نابود می شویم. چین گفت من دارم میمیرم، هند، ژاپن، کره، ایتالیا و چند کشور دیگر گفتند ما داریم بخاطر این تحریمی که ایران را کردید و نفت به ما نمیرسد می میریم. بلافاصله آمدند و 11کشور را از این تحریم استثنا کردند و اجازه خرید نفت ایران را به اینها دادند. این 11تا کشور وقتی آزاد شدند که دیر بود، 11کشور به حالت احتضار رفته بودند ولی 6تای اینها وقتی اعلام شد خرید نفت ازایران آزاد است نیامدند نفت بخرند چون پول نداشتند. یونان آمد و تقاضای نفت نسیه کرد از ایران و ایران هم گفت به بابای خودم هم نفت نسیه نمی دهم و نمیشود. یونان به خاطر تحریم نفتی ایران اقتصادش خراب تر از قبل شدو  برای مخارج کشور مجبور به فروش چند جزیره خود شد، پرتقال هم نیامد نفت بخرد، ایتالیا هم نیامد، اسپانیا هم نتوانست بیاید و گفتند پول نداریم. فکر نکنید اوضاع باقی شان بهتر از این است، سوئد قله ی اقتصاد نمره خوب و یک اروپاست، پریشب رئیس جمهور سوئد در سخنرانی عید کریسمس به مردم گزارش اقتصادی داد و گفت ما الان اوضاعمان یونان نیست ولی در آینده نه چندان دور ما هم یونانیم!

در این میان آن5کشوری که اجازه خریدن نفت ایران را یافتند باعث شد 40درصد فروش نفت ایران بازگردد به بازار، ما قدرت ارزی مان قبلا 100 بود که با تحریم صادراتی تقربا صفر شده بود و حال رسید به 40درصد. نقدینگی موجود دست مردم بر اساس کدام ارز بود؟ براساس ارز 100 بود، الان قدرت خرید مردم 100 است و قدرت ارائه ایران 40است. خب چکار باید کرد؟

یک راه این است که برای جبران این اختلاف از ذخیره ارزی استفاده کنند و بریزند در بازار و این خلأ را پر کنید و این کار موقتا مشکل را حل میکند، اما اگر این کار شود اول مشکلات ایران آغاز می شود چون ایران مرکز حوادث غیر مترقبه است، ما در هرچیز در دنیا اول نباشیم در حوادث غیر مترقبه اولیم؛ شمال زلزله می آید تا جمعش میکنیم زلزه میرود سراغ جنوب، جنوب را ول میکند! شرق را میزند، شرق را ول میکند غرب را میزند. ول نمیکند ایران را و کار خداست و دلیلش این است «ان الانسان لیتقی ان رأی استغنا» و ایمان خرج دارد تا ذخیره مان پیش خدا صفر شود یک دفعه زلزله می آید و آنوقت از ذخیره ارزی باید خرج کرد و اگر نباشد باید برویم بمیریم. راه دوم این است که به مردم بگوییم از امروز اسکناس 1000تومانی شما 300تومان می ارزد، این می تواند خوب باشد ولی گفتن چنین حرفی در شرایط بحران اعلام شکست است و نباید چنین راهی باشد و راه سوم برای نجات این است که قیمت دلار را ببریم روی 3000تومان و این هم شد. میگویند سختی دارد و باید گفت خب جنگ است وقتی دشمن حمله کرده گلوله می آید گلوله زخمی دارد کشته دارد، نمیشود در جنگ بگوییم نباید بشود نباشد بشود، خب دشمن است و حملات را باید جواب داد که سختی دارد. خب این گرانی ها که پیش بیاید دیگر فتنه لیدر نمیخواهد و اینجا ایمان مردم می افتد روی کار و مخصوصا برای حزب اللهی ها که ببینیم تا کجای کار مقاومت می کنند و پایبند می مانند. حالا تازه 40درصد نفتمان در حال صادر شدن است، حال اگر به روزی رسیدیم که حتی یک قطه نفتمان هم صادر نشود باید چکار بکنیم؟

خب یک نگاه کردن به گرانی از داخل داریم که اذیت و سختی دارد مثل جنگ که اگر از داخل به آن نگاه کنیم سختی و درد و آتش و خرابی و کشته و زخمی است و یک نگاه هم نگاه از بیرون است تا برسیم به حرف امام، امام فرمود این جنگ از الطاف الهی است. درست است سخت بود ولی اگر این جنگ نبود ما الان از بین رفته بودیم. این ماجرایی که پیش آمد یک مانور است و یک تلنگر از سوی خداست که ما را بیدار کند برای آینده ای که دیگر آن کار دشمن نیست، آن یک داستان دیگری است. چطور؟

ولایت پذیری امر رهبری

اول امسال مقام معظم رهبری فرمودند حمایت از تولید ملی. گوش هیچکس بدهکار نبود بخاطر پول موجود و تنبلی فراوان و همه چیز راحت بود. خدا دید نه اینها متوجه نمیشوند رهبرشان چه میگوید و برای رهبرشان رفته سراغ تولید ملی و حمایت از آن. خدا دید گوش نمیکنند و به دشمن گفت نفت ایران را نخر، دشمن که نمیفهمد چه خبر است. ماجرا این است: «اذا اردنا ان نهلک قریه اردنا مترفیها و ففسقو فیها» خدا در قرآن میگوید ما اگر بخواهیم یک قضیه را از بین ببریم به مترفینش امر میکنیم آنها در آنجا فسق میکنند تا فسق آنها از بین برود. خدای متعال میخواهد فاسدین دنیا را از بین ببرد، در اینجا هم همین امر خداست، فسق آنها چه بود؟ این بود که نفت ایران را نخرند و یکدفعه پولت کم شود و میبینم دیگر نمیتوانیم جنس بخریم و وارد کنیم؟ آنجاست که مجبور شدیم برویم سراغ تولیدکننده و از او بخواهیم که تولید کند. خب آقا قبلا چه چیز گفته بودند؟ فرموده بودند حمایت از تولید ملی، ایشان آینده را میبینند.

فتنه آینده؛ فتنه داخلی نیست، فتنه جهانی است

سال آینده ایجا جلسه بگذارید من مرده شماها زنده، ما سال آینده خریدار نفت نداریم. چرا؟  چون سال آینده همه کشورها شده اند عین یونان و می بینید که میشوند. خب وقتی در این بحران اقتصادی دنیا کشورها فروپاشیدند و نتوانستند بخرند، ما هم به هر اندازه ای که به این سیستم خرید و فروش دنیا و اقصاد دنیا گره خورده باشیم به همان میزان تحت تاثیر قرار میگیریم و میخوریم زمین. اما اگر بند آنها نباشیم ما سر پا می ایستیم و آنوقت است که میفهمیم فتنه یعنی چی. آنوقت میفهمیم سختی یعنی چی. و میگویید زمان جنگ چقدر راحت بود. و میفهمیم که فتنه جهانی است. باور نمیکنید فتنه جهانی است و اوضاع در دنیا بهم ریخته است؟ در زمان جنگ 8روزه غزه که اسرائیل واقعا مبهوت شده و ترسیده بود چرا آمریکا به کمک اسرائیل نیامد؟ آن هم در حالی که  ناوهایش آنجا بود با امکانات کامل ولی نیامد جلو چون پول نداشت. آمریکایی ها همه زندگیشان گران است. آقای احمدی نژاد پارسال برای امسال بودجه داد به مجلس، در بودجه سه تا عدد هست؛ یک عدد هزینه، یک عدد درآمد و یک عدد بدهکار. که هر لایحه بودجه ای این را دارد. بودجه ای که آقای احمدی نژاد داد 540هزار میلیارد تومان بود یعنی 540میلیارد دلار، درآمد ما هم 540میلیارد دلار بود، بدهکاری هم نداریم، لذا ما کسری بودجه نداشتیم؛ به هرحال بودجه و درآمد ما یکسان بود و بدهکاری هم نداشتیم. سال2012 آقای اوباما هم بودجه تحویل داد به کنگره، عدد بودجه آنها خیلی قابل توجه بود؛ یک اینکه گفتند ما 18000میلیارد دلار خرجمان هست یعنی هزینه، که خیلی باید به این عدد دقت کرد. ما ایرانی ها در خود زنی و خود خوری استادیم، همیشه میگوییم مدیریت آنها بلدند ما مدیریت بلد نیستیم، من بارها گفتم که یک ماه، فقط یک ماه ایران را با این وضعیت پولی که ما داریم بدهیم آمریکایی ها اداره کنند ببینید چی از آب در میاد؟ دوستان بودجه ما چقدر بود؟ 540میلیارد دلار برای 75میلیون جمعیت، بودجه آمریکایی ها چقدر بود؟ 18000میلیارد دلار برای 320 میلیون نفر که حدود4برابر جمعیت ما دارند ولی حدودا بودجه شان30برابری نسبت به بودجه ایران می شود. عدد درآمدشان 14000میلیارد دلار که 4000میلیارد دلار کسری بودجه دارند که این عدد بزرگ بسیار پر معناست و عدد سوم هم بسیار مهم است که در لایحه بودجه اوباما آمده بود که آمریکا 16000میلیارد دلار بدهکاری دارد. 18000تا خرج دارد و 14000تا درآمد و 16000تا بدهکاری! خب به نظرتان چکار باید بکند؟ برو بازار اصفهان و به یکی از این بازاری های کار کشته این را بگو که همسایه شما ماه آینده 1200خرج داره، 800 درآمد داره، یک میلیون هم بدهکاره؛ این باید چکار کنه؟ سریع میگه این باید بره بمیره! کاری نمی تواند بکند. آمریکا فروپاشیده. الان هم می خواهد با افزایش مالیات جبران مافات کند و این یعنی نزدیک شدنش به اتحادیه جماهیر شوروی!

راه نجات از فتنه؛ اقتصاد با بودجه بدون نفت

ایران اگر تا سال آینده بتواند اقتصادش را بدون احتساب فروش نفت ببندد از فتنه آینده نجات یافته است وگرنه اگر از نفت قطع نشدیم مکافات است (و آقای احمدی نژاد هم که گفت بودجه را دیر میدهیم چون میخواهیم آن را با احتساب کمترین فروش نفت تعیین کنیم نشان میدهد خوب فهمیده است فتنه از کجا می خواهد ضربه بزند.) تازه اگر قطع هم کرده باشیم و به اوج هم برسد تازه میشود اول سختی و آن فتنه همین است و به همین جهت در انتخابات آینده باید آن دولتی که برای این مسئله برنامه دارد بیاید جلو. چرا آقا فرمودند بروید از تولید ملی حمایت کنید و دنبال اقتصاد مقاومتی باشید، خیال کردید ایشان نمیدانند چه گرانی هایی بین مردم هست؟ بهتر از همه می دانند ولی چرا یک بار هم نفرمودند بروید جنس ها را ارزان کنید؟ فرمودند بروید اقتصاد مقاومتی. اقتصاد مقاومتی یعنی چی؟ عین جنگ که شبانه روز نداشتیم و هرلحظه تلاش میکردیم. (احمدی نژاد: بودجه سال آینده ایران بر اساس کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی بسته خواهد شد... تلاش می شود تا وابستگی به درآمدهای نفتی تا حد بسیار زیادی کاهش یابد که همه دستگاه ها در این زمینه تلاش های خوبی انجام داده اند و بودجه در حال آماده شدن است.)


سوریه یک نمادی برای این فروپاشی است و همه این داد و بیداد ها برای چیست؟ برای اینکه آمریکا، اسرائیل را  از مرگ زود رس نجات بدهد. چطوری نجاتش بدهد؟ بهار عربی که راه افتاد گفتند سوریه را با این سبک سرنگون کنیم.

سؤال دوم؛ حمایت ایران از سوریه؟

خب سوریه اهمیتش برای ما چیست؟ میدانید تنها کشوری که به محض فرصت پیدا کردن به ما حمله میکند اسرادیل است و ما دیگر کشوری که بتواند به ایران حمله بکند نداریم. چرا؟ چون اگر کشوری بخواهد به کشور دیگری حمله بکند دوتا مطلب باید داشته باشد که بتواند حمله بکند یکی نیرو و یکی پول. ما الحمدلله اطرافمان سه مدل کشور داریم؛ یا پول دارند و نیرو ندارند مثل امارات و عربستان، مثل قطر. یا نیرو دارد و پول ندارد مثل پاکستان مثل ترکیه. یا هیچ کدام را ندارد نه پول دارد و نه نیرو مثل افغانستان. ما کشوری در اطراف خودمان که هم پول داشته باشد و هم نیرو نداریم. می ماند کشور فراملیتی که همان آمریکاست، حالا به من بگویید در کدام گروه قرار میگیرد از لحاظ نیرو و پول؟ باید گفت گروه سوم که عین افغنستان نه پول دارد و نه نیرو دارد برای حمله کردن. یک چیزی میگویم به خواهرها بر نخورد! خانم ها به درد جنگ نمیخورن و خدا اینها را برای تربیت آفریده است نه برای جنگ، فرض کنید به یک خانمی بگوییم برو پشت تانک شلیک کن یا هواپیمای جنگنده را بده ببرن بمباران کند و برگردد! نمیتوانند. من یک آمار به شما بدهم که 75درصد نیروهای موجود آمریکا در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند اکثرشان زن هستند یعنی صد تا هواپیما 70تا خلبانش زن اند و باقی مرد! خب این ارتش به درد جنگ میخورد؟ این از نیرو و پول را هم که توضیح دادیم، پس آمریکایی ها نمیتوانند بجنگند. در جنگ بسیجی ها و سپاه و ارتش و همه نیروها با هر مقامی حقوقشان ثابت و 2300تومان بود و آن موقع قیمت دلار 20تومان بود یعنی نیروها حدود 120دلار حقوق میگرفتند و میجنگیدند و این درحالی است که سرباز آمریکایی برای حضور در عراق ماهیانه 3000دلار حقوق می گرفت و سرهنگ آمریکایی برای حضور در عراق 15000دلار حقوق میگیرد. حالا نگاه کنید ما برای جنگ با آمریکا هزار نفر نیرو که بیاوریم یعنی 1000تا مثلا140دلار ولی اگر آمریکا هزارنفر نیرو بخواهد بیاورد یعنی 1000تا 15000دلار بدهد خب پول ندارد.

حمله اسرائیل به ایران

 تنها کشوری که امکانات دارد به ما حمله کند پول هم دارد و انگیزه هم دارد و در دنیا هم به هیچکس پاسخگو نیست اسرائیل است، بمب اتم دارد و به خاطر اینکه از همان اول ما مخالف آنها بودیم انگیزه هم دارد. حضرت امام گفتند اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود، مقام معظم رهبری هم چندماه پیش گفتند ما از حماس مقابل اسرائیل حمایت میکنیم واین میشود انگیزه اسرائیل برای حمله. خب با این وجود چرا به ایران حمله نمیکند؟ چون ما اسرائیل را قبل از حمله قفلش کرده ایم. چطوری؟ با حزب الله لبنان. حساب کنید اگر اسرائیل بخواهد ایران را بزند موشک هایش چقدر باید طی بکند؟ 2000کیلومتر! اگر هواپیمای اسرائیل بخواهد برای بمباران بیاید باید 2000کیلومتر پرواز کند و اگر بخواهد تانک بیاورد و نیرو بیاورد نیز همین طور. حالا اگر ایران بخواهد موشک بزند به اسرائیل چند کیلومتر باید طی کند؟ بستگی دارد که کجای اسرائیل را بخواهیم بزنیم. به یاد آورید که مقام معظم رهبری فرمودند ایران ایران سابق نیست و در هر سطحی ما را بزنند ما در همان سطح آنها را خواهیم زد و یک سؤالی مطرح شد که اگر ما را با بمب اتم بزنند چی؟ شما چکار میکنید؟ اینکه با حرفهای قبلیتان که گفتید دنبال بمب هسته ای نیستید و حرام می دانیم منافات دارد. و از طرفی هم که شما اهل بُلُف نیستید! پس قضیه چیست؟ ما واقعا نه بمب اتمی داریم و نه بمب اتمی از کسی میگیریم و اگر اسرائیل ما را با اتمی بزند ما آن را دچار انفجار هسته ای میکنیم. چطوری؟ میدانید انفجار یک نیروگاه اتمی چقدر خطرناک است؟ و به اندازه چه تعداد بمب اتم قدرت تخریب دارد؟ به یاد آورید نشت هسته ای در نیروگاه چرنوبیل روسیه را که در مرحله اول 280هزار نفر را کشت. خب تاسیسات هسته ای اسرائیل کجاست؟ در صحرای دمونا، که فاصله اش با موشک های حزب الله لبنان 300کیلومتر است. اسرائیل اگر بخواهد ما را با اتمی بزند موشکش 2000کیلومتر باید بیاید ولی اگر ما بخواهیم تاسیسات هسته ای اسرائیل را بزنیم تنها کافیست موشک هایمان 300کیلومتر طی کند. اگر اسرائیل بخواهد پاییتخت ما را بزند 2200کیلوتر باید طی کند یعنی 200کیلومتر بیشتر و ما اگر بخواهیم پایتخت اسرائیل را بزنیم باید 120 کیلومتر بُردش را کم کنیم و تنها نیاز است موشک های ما 180کیلومتر مسافت طی کنند، یعنی از جنوب لبنان تا تل آویو 180کیلومتر راه است. شهرهای دیگر اسرائیل را با موشکهای با بُرد 70کیلومتر هم میتوان زد. حالا حزب الله لبنان چه تعداد موشک در اختیار دارد؟ هفته قبل وزیر دفاع اسرائیل در یک سخنرانی گفت برآورد ما این است که حزب الله لبنان 50000موشک دارد، یعنی این پیامی که امام داد اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود امکاناتش در لبنان فراهم است و کافی است اسرائیل یک ریگ در ایران بیندازد لحظه دوم اسرائیلی وجود نخواهد داشت پس به همین دلیل به ما حمله نمیکند. اسرائیلی که در جنگ 33روزه با حزب الله لبنان اذعان به شکست کرد و با این اعتراف که ما از همه امکانات خود علیه حزب الله استفاده کردیم! ولی باز هم نتوانست.

افتتاح پارک حدیقه الایران

 اسرائیل در آن جنگ فقط یک تپه در جنوب لبنان را که نزدیکترین نقطه از لبنان به اسرائیل بود را فقط توانست برای مدتی تصرف کند و شکست خورد. هنگامی که لبنان قصد بازسازی جنوب لبنان پس از جنگ را داشت؛ جمهوری اسلامی ایران به لبنان یک پیشنهاد داد که این تپه را بازسازی نکنید و آن را تبدیل به یک فضای سبز کنید و یک پارک و یک یادمان بسازید که مردم بیایند برای تفریح! و چون این تپه مشرف به اسرائیل است بگذارید مردم بیایند و اسرائیل را تماشا کنند. و آنها هم یک پارک بسیار بزرگ و زیبا ساختند به طوری که حتی از بیروت مردم برای تفریح به آن پارک می روند و مشرف به اسرائل است و یک تابلوی 40متری بزرگ هم در بالاترین نقطه آن پارک قرار دادند که روی آن نوشته است «حدیقه الایران» که از اسرائیل هم دیده می شود، و این پارک در سفر اخیر آقای احمدی نژاد به لبنان افتتاح شد و یک دکل دیده بانی زده است با دوربین که مردم از آن بالا بروند و اسرائیل را تماشا کنند و این تحقیر دائمی اسرائیل است توسط ایران و همیشه اسرائیلی ها در هراس اند. (نقل از خودم: به دست آقای اسفندیار رحیم مشایی و با سخنرانی مراسم افتتاحیه ایشان علیه اسرائیل و استکبار)

/ 25 نظر / 228 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

نصرنیوز/ دروغ پردازی سایت های زنجیره ای جریان خاص در حمایت از لاریجانی+تصاویر http://www.nasrnews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=631:1391-11-23-03-04-36&catid=35:1390-11-16-01-01-01

سلام و خسته نباشید ممنون بابت وقتی که گذاشتید میشه لطف کنید فایل صوتی رو هم بذارید؟

...

تحلیلتون راجع به انحراف 180 درجه ای آقای طائب چیه؟

...

بنازم به این رهبر... ...و اینجا ایمان مردم می افتد روی کار و مخصوصا برای حزب اللهی ها... ...عین جنگ که شبانه روز نداشتیم و هرلحظه تلاش میکردیم. اگر با پخش این مطالب موافقید فایل صوتی لطفا.

...

میشه بفرمایید در صورت عدم استفاده از عبارت"جریان انحرافی"از سوی آقای طائب ،می توان ادعا کرد آقای مشایی مورد تایید ایشان است!؟

سلام عادت ندارین به پرسشهای مطرح شده پاسخ بدین؟

...

با احترام به نظر شما به نظر من ایشون به دلیل ترجیح بیان مسائل مهمتر حرفی از جریان انحرافی نزدن...این برداشت نزدیکتر به واقعیته!لطفا به اصل مطلب بپردازید به جای بزرگنمایی برداشت شخصیه خودتون!

...

ممنون... فکر کنم حق با شما باشه!

علی

باسلام.شما قطعا هیچ شناختی از جوانان و بطن مردم ندارید.

فرض محال هم بخواهید برداشتی برای تایید امثال مشایی از این صحبت ها بگیرید موفق نخواهید شد . چون مشایی و جریان انحرافی علنا مقابل رهبری قرار گرفته است و ربطی به حرفهای این و ان ندارد!