ماجرای خانه نشینی 11روزه دروغی بیش نیست..

سلام خدمت دوستان

در یکی از سایت های تزویری (همان اصولسواران اقتدار گرا) خواندم که قرار است انحرافیون برای سالگرد خانه نشینی 11 روزه دکتر احمدی نژاد برنامه ریزی کنند! من که تازه به یاد خانه نشینی افتاده بودم و خود را انحرافی می دانستم نظر تشکری بر آن سایت من باب یادآوری گذاردم و شروع به برنامه ریزی جهت این هدف نمودم.

البته «پلان دهم» به موضوع 11روز خانه نشینی می پردازد و البته پلان نهم نیز تا حدودی...

پلان اول: یک بازگشت به غقب 8-9ساله میکنم و به می روم به سال1383!!!

زمانی که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در اواخر عمر بی جان اصلاحات تشکیل شد و بنا گذاشت سازوکاری برای معرفی نیروی جدید جناح راست جهت نامزدی انتخابات ریاست جمهوری تعریف کند. از آن شورا چهار نفر شخصیت مطرح سیاسی بیرون می آیند که قابلیت نامزدی را دارند: توکلی، لاریجانی،‌رضایی و قالیباف. بنا بر این می شود که تا نزدیک انتخابات هر یک از این آقایان ستادهای انتخاباتی و تلاش های خود را برای پیروزی انجام دهند و در آن هنگام هر یک از این آقایان بیشترین درصد را در نظرسنجیها کسب می کردند به عنوان تنها نامزد جناح راست یا اصولگرایان معرفی بشوند و مابقی تمام و کمال در خدمت او قرار گیرند.

پلان دوم: از سوی دیگر در همان زمان آقای شهردار جوان تهران محمود احمدی نژاد برای شرکت در شورای هماهنگی و هماهنگی با تصمیم شورا به آنجا دعوت شد ولی به قول خود احمدی نژاد تنها یک جلسه در آن برنامه شرکت می کند و از همان موقع راه خود را از شورا جدا می کند. جوان بود و گمنام هم بود، پس شورای هماهنگی او را منصرف ساخت از کاندیداتوری چون امکان رأیش صفر بود هر چند خود وی اعتقادی دیگر داشت و محکم می گفت می آیم و رئیس حمهور می شوم و .... کارهای دیگر می کنم که آمد شد و کرد.

شخصیت اصلی آن انتخابات حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی بود که نیروهای باقیمانده اصولگرا را برای خود رقیبی نمی دید که واقعاً حق هم داشت.

پلان سوم: دکتر محمود در کمال ناباوری در دور اول بر تمام اصولگراها و یا همان اصول سوار های خودمان پیروز شده بود و تخم کینه و نفرت از او در دل همه آنها کاشته شد.

پلان چهارم: دکتر در دور دوم بر بت بزرگ (البته این واژه را به نقل از پیرمردی که آقای ا.ه.ر را بت بزرگ خطاب کرد می گوییم و خود بنده اعتقادی به بت بزرگ بودن آقای ا.ه.ر ندارم) را نیز با تبر شکست داد و البته تبر را بر دوش ...ها نهاد.

پلان پنجم: طوفانی احمدی نژاد بلند شد و جنگ احزاب جدیدی شکل گرفت بین اصولسواران و ...

و احمدی نژاد به خاطر برهم زدن ساختار 25ساله به گناه نابخشودنی محکوم شد، چرا که از لاریجانی و توکلی گرفته تا هاشمی و بعد ها حتی طرفداران آقای مصباح گفتند که احمدی نژاد قواعد بازی سال های گذشته را عوض کرده است.

پلان ششم: دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری و اتحاد همه آنانی که کینه داشتند.

نقل قول آقای سید حمید روحانی از آقای مسیح مهاجری از اقای هاشمی رفسنجانی قابل تامل است که می­گوید هاشمی به او گفته است: به هر طریقی که شده نباید اجازه داد که احمدی نژاد دوباره رای بیاورد. او نیاید، هر خر دیگری که آمد ایرادی ندارد!

پلان هفتم: دکتر اینجا هم برخلاف همه ی هجمه ها پیروز شد. ولی تلاش های زیادی برای شکست ایشان از سوی اصولسواران انجام گردید.

من جمله فرستادن پیام تبریک لاریجانی و دیگران قبل از اعلام نتایج رأی میرحسین موسوی من باب پیروزی وی در انتخابات چنانچه تعدادی از نمایندگان با سابقه مجلس اینگونه گفتند که: از جلسات انتخاباتی لاریجانی و ترکیب اعضای این جلسات که بگذریم، کاری که ایشان بعد از ظهر روز اخذ رأی کرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت، قابل گذشت نیست، زیرا او از جایگاه رئیس یک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پایان زمان رأی گیری تبریک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشویق کرد تا مواضع فتنه انگیز و تحریک کننده بعدی را هم داشته باشد که این رفتارها باعث سلب امنیت و آسایش مردم و وارد شدن خسارات زیادی به کشور و اقتدار و حیثیت نظام شد. آیا نشست و برخاست های انتخاباتی آقای لاریجانی با کسانی که با نظام دچار تعارض و تضاد شده بودند و تشویق او به فتنه انگیزی موسوی و آشوب های خیابانی، نشانه اطاعت از رهبری است؟

و مهر تأیید سعید شریعتی عضو مستعفی مرکزیت حزب مشارکت در جمع دانشجویان در دانشگاه علوم پزشکی مشهد مبنی بر ایین اتفاق: " نخستین کسانی که پیام های تبریک بعد از انتخابات را به موسوی صادر کردند از جبهه اصلاحات نبودند و من معتقدم درباره حوادث پس از انتخابات ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی و بقیه کشته شدگان دین خاصی در این انتخابات نداشتند. من با آمدن ندا آقاسلطان مخالف بودم و از خدا طلب استغفار می کنم."

همچنین نامه آقای توکلی به آقای موسوی در بحبوحه حوادث فتنه 88 که با این مضمون بیان کردند که شما با این اقدامات غیرمعقول و غیرقانونی تان امکان نقد معقول و راهکارهای قانونی برای بازخواست از رئیس جمهور را از ما گرفته اید!

و مثال های بسیار دیگر...

پلان هشتم: بنابراین این حجم از توهینها و تخریبها و کارشکنیها و تهمتها، اگر در چهار سال اول دولت احمدی نژاد مطرح شد و مقام معظم رهبری در همان خطبه معروف نمازجمعه پس از انتخابات سال 88 اعلام کرد که به عنوان یک شخص مطلع از جزئیات سیاست و اتفاقات داخل کشور آن مسایل شرم­آور، دروغ علیه رئیس جمهور بوده است، چرا همان خط آتش افکنی باید پس از آن حوادث رو به سردی گراید؟ آیا سر اژدها از قسمت دیگری از بدن او روییده است؟

اگر بخواهیم چپ و راست را واقعا دو قطعه کاملاً جدا از یکدیگر بنگریم، قطعا اشتباه کرده ایم! ولی اگر نگاه ساختاری به ماهیت اتفاقات و مواضع سی سال پس از انقلاب بیاندازیم بی شک همان توطئه با رنگ و لعاب اصولگرایانه به ظهور رسیده است! اگر بار دیگر احمدی نژاد پیروز شده پس لازم است نه تنها تخم و تَرَکه او برای همیشه از این مملکت جمع شود بلکه باید کاری کرد که وی با چنان بدنامی کار خود را به اتمام برساند که دیگر هیچ ایرانی به فکر بر هم زدن بازی نیافتد! البته این تحلیل به این معنا نیست که سران دو جناح همیشه در جلسات مشترک هماهنگی تقسیم کار می­کنند. پختگی در میدان های سیاست نقش های مختلف را به هر کدام آموخته است که چه وقت و چگونه عمل کنند ولو آنکه صرفاً یک هدف مشترک سیاسی داشته باشند. بیهوده نیست که تمام تهمت ها و توهین ها از جمله خرافاتی، رمالی، ناکارآمدی در سیاستهای اقتصادی و دروغگویی که از سوی جریانات مخالف احمدی نژاد در هنگامه انتخابات و پس از آن مطرح می شد بی کم و کاست از شیپورهای اصولگرایان ناب، یا همان اصولگرایان حزبی یا همان جریان انحرافی واقعی، شنیده می شود! حال مهم نیست حتی اگر رهبری آن سخنان را بیشرمانه بدانند!

پلان نهم: چنانچه در مقاله دولت محمود... اشاره کردیم احمدی نژاد با هوشمندی خاص و البته هزینه بری در طی دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری خود همواره به تنهایی اقدام به عملیات استشهادی علیه آنانی که روباه صفتانه در دل نظام دست به خیانت می زدند کرد و با کارهای خود کم کم چهره ی واقعی آنان را آشکار ساخت. که یکی از بزرگترین اقدامات، بحث خانه نشینی پر راز دکتر بود. سندسازی، دروغ پراکنی، شایعه پراکنی، دستگیری اجنه و ارتباط دادن آن با دولت، و همراهی بخشی از بدنه دولت با این فضاسازی­های مسموم عرصه را چنان بر رئیس جمهور تنگ کرده بود که به شکایت از این جریانات و جهت استمهال و استمداد به خدمت مقام معظم رهبری، کسی که تنها پشتیان وی در سخت­ترین شرایط بوده است، شکوائیه ببرد. دروغ­سازی ها و جعل اکاذیب در همین مدت خانه نشینی از سوی منحرفین واقعی به خوبی آشکار کرد که سیاست وی به راستی خواب آشفته شان را پریشان­تر کرده است!

تمام همّ و تلاش این جریانات این بود که این مساله را با این قرائت در ذهن مردم جای بیاندازند که وی برای ادامه ریاست جمهوری خود برای رهبری شرط گذاری کرده است و می خواهد با تحت فشار قرار دادن او خواسته های نامشروع و دیکتاتورگونه اش را دنبال کند و به قول شریعتمداری ها، کیهانی ها و فارس نیوزیها و اصولسواران دیگر سعی بر ایجاد حاکمیت دوگانه است(اینجا را در وبلاگ برادرم احمد بخوانید). و همچنین تحلیل ها را به ایین سمت بردند که ناتوانی احمدی نژاد در مدیریت احساسات مردم و اطلاع رسانی دقیق و بصیرت­مندانه ایشان منجر به این شد که وی دست از پا درازتر از خانه خارج شود! متاسفانه برخی از دلسوزان و خوبان نیز در دام چنین تحلیل هایی افتاده اند.

احمدی نژاد با این کار زیرکانه خود دوباره اساسی ساخت که خط قرمز و راستین پررنگی میان خود و دیگر شاخه های اصولگرایی کشید و نشان داد که یاران و حامیان واقعی و نیز مخالفان و دشمنان واقعی او از قبل از انتخابات 84 چه کسانی بوده­اند. دیگر هیچ کس نمی­­تواند بگوید که اختلافات اصولگرایان با رئیس جمهور صرفاً یک خیمه شب بازی است برای انحراف ذهن مخالفان از جنبش سبز. وی به درستی نشان داد ریشه اصلی مشکلات کشور نه در احساسات و اعتراضات مردم سبز رنگ، بلکه در بخش بالایی نظام و در میان دوستان است.

البته رئیس جمهور خوب می داند که چه وقت از برگ های برنده خود استفاده کند. تاکنون بارها وی را تحریک کرده اند تا زودتر درباره آن حادثه و چرایی آن موضع گیری کند ولی موفق نشده اند. یادم می آید که وقتی شدت تخریب ها از سوی مخالفان وی در نزدیکی انتخابات 88 زیاد شد وی در یک سخنرانی در حرم رضوی و در جای دیگر اعلام کرد که هشدار می دهم به کسانی که الان چنین سخنانی می­گویند به موقع من نیز سخنانی را با مردم درباره ایشان مطرح خواهم کرد!

و همین ها باعث ترس و دلهره و پریشان حالی اصولسواران در این روزها گشته است.

پلان دهم: در مورد خانه نشینی هم نکاتی را به نظر دوستان می رسانم:

اولاً خانه نشینی 11 رو ز نبود! و هدف از ارائه عدد 11 آن بود که اعلام نمایند دکتر احمدی نژاد پس از نامه مقام معظم رهبری اقدام به قهر سیاسی و بهانه تراشی و ایجاد حاکمیت دوگانه و تضاد نموده است. چنانچه پس از آنکه مصلحی وزیر اطلاعات نامه ی استعفای خود را به ریاست جمهوری ارائه می کنند و دکتر احمدی نژاد هم با آن موافقت می نمایند رهبری در تاریخ 30فروردین 1390 در نامه ای با این مضمون می آورند:

با توجه به این نامه این نکته روشن می شود که عزلی از سوی دولت صورت نپذیرفته، چراکه اگر بحث عزل بود بایستی نامه به رئیس جمهور نوشته می شد و نه به وزیر اطلاعات. نکته دیگر اینکه مقام معظم رهبری در آن موقعیت حساس نظام دعوت به اهتمام بیشتر و به کمک دولت می نمایند و به نحوی ایشان را دعوت به پس گرفتن استعفا و ادامه دادن به کار می نمایند. با این توضیح که طیی این سی و سه سال عمر نظام همواره 4وازرتخانه وجود دارد که با تأیید رهبری می بایست عمل نمایند که یک یاز آنها وزارت اطلاعات است و در اینجا هم همین روال عادی سال های گذشته اتفاق افتاد و نه اتفاق دیگری.

گفتیم که تاریخ نامه 30فروردین است و به قول اصولسواران و رسانه های کذابشان آغاز دوباره کار رئیس جمهور 10اردیبهشت است؛ یعنی دقیقاَ 11روز خانه نشینی و قهر سیاسی!!!

ولی واقعیت چیز دیگری است، چراکه رئیس جمهور از روز 3 اردیبهشت برای استراحت و البته بیماری مدتی را آن هم برای فقط 6روز به خانه و به نوعی برای مرخصی پس از 6سال می روند. (به قولی سالی یک روز مرخصی)

و چنانچه نظر به قهر سیاسی به نظر اصولسواران داشتند بایستی از همان روز 30فروردین شروع به خانه نشینی می کردند که این توهم و دروغی بیش نیست، چراکه برنامه های رئیس جمهور را در روز 30 فروردین و همچنین آغاز دور سوم سفرهای استانی ایشان به استان کردستان را در 31 فروردین و انجام دو روز سخت کاری در کردستان توسط ایشان را پس از نامه رهبر به مصلحی شاهدیم. والبته روزهای جمعه هم روزهای تعطیلی رسمی است. و در واقع آقای دکتر احمدی نژاد از شنبه 3اردیبهشت تا پنج شنبه8 اردیبهشت به استراحت پرداختند که می شود 6روز.

 

و از روی همین دروغ پردازی 11روزه می توان به سناریو سازی این جریان ضد دولت پی برد، سناریویی که آغاز و تیتری دروغین دارد و با اساسی اوهامی و سست به نتیجه و الغای حاکمیت دوگانه و قهر سیاسی و تقابل رئیس دولت و رهبری می پردازد که همگی از کیهان و فارس نیوز آغاز می گردد و با شرق ادامه پیدا می کند و به جرس و کلمه و رادیو فردا و بی بی سی فارسی و غیره ختم می گردد.

 

و البته خوب بود به سخنان حجه الاسلام آقاتهرانی که شرح ماجرای دیدارش با دکتر احمدی نژاد را اینطور بیان کرده بودند نیز توجهی می شد: بنده تازه ازسفر از چین برگشته بودم که مطلع شدم آقای احمدی نژاد درجلسات هیات دولت شرکت نمی کند. بعد ازشرکت در جلسه مجلس تصمیم گرفتم با دکتر احمدی نژاد دیداری داشته باشم آقای لاریجانی به من گفت من با رفتن شما مخالفم وبنده عرض کردم بنده مانعی برای این دیدارنمی بینم . در مقابل آقای لاریجانی اصرار کردند که لااقل استخاره کنید که بنده عرض کردم به نظر من اینجا جای استخاره نیست. (که البته همین استخاره کنید نشان از واماندگی آقای لارجانی دارد!!!)

سپس به منزل دکتر رفتم همسر ایشان آیفون راجواب دادند و گفتند دکتر در حال استراحتند بنده از ایشان خواستم به آقای احمدی نژاد بگویند بامن تماس بگیرند.

وقتی به خانه رسیدم دیدم برخی سایت ها نوشته اند که احمدی نژاد آقاتهرانی را به منزلش راه نداده است!!
بعد از مدت زمانی دکتر با من تماس گرفت و ازمن خواست به منزل ایشان بروم.

حجت الاسلام آقا تهرانی در ادامه اینگونه می گویند که: وقتی به منزل ایشان رسیدم دم درب منزل ایشان پزشک احمدی نژاد را دیدم به من گفت بهتر است با دکتر ملاقات طولانی نکنی چون دکتر ضربان قلبش نامنظم است و فشارش بشدت پایین افتاده است.
بنده عرض کردم دیدارمان کوتاه خواهد بود.

سپس به داخل منزل رفتم وبا احمدی نژاد سر صحبت باز شد.
احمدی نژاد گفت: بنده نمی دانم شایعاتی که درباره من و شرط وشروطی که با رهبری گذاشتم از کجا سرچشمه می گیرد بنده در دیدار با رهبری در اتاق تنها بودیم وچگونگی پخش این شایعات برایم عجیب است ونمیدانم این حرفها را ازکجا می گویند.

احمدی نژاد در ادامه گفت: بنده خدمت رهبرانقلاب رسیدم وبه ایشان گفتم من بافشارهایی که بردولت است به این نتیجه رسیدم که رسیدن به آرمان هایی که در این دولت تصمیم به اجرای آن را داشتیم غیرممکن است.

درادامه حجت الاسلام آقاتهرانی افزود: احمدی نژاد در حالی که گریه می کرد گفت بنده نمی بخشم افراد حزب اللهی ای را که به من تهمت زاویه داشتن با رهبری عزیز انقلاب را می زنند.

درادامه من به احمدی نژاد گفتم طرحی درمجلس است که برخی نمایندگان به دنبال سوال از رئیس جمهورند که احمدی نژاد با روی باز گفت: من از این قضیه استقبال می کنم چرا که در این صورت می توانم درآنجا ناگفته های خودرابیان کنم.

دکتر آقاتهرانی در ادامه افزود: بنده بعد از جلسه به مجلس رفتم نمایندگان بسیاری به سراغم آمدند و جویای خبر دیدار من با احمدی نژاد شدند.

پس از اظهارات من درمورد آنچه دکتر گ فته بود عده ای ازنمایندگان باز ادعای زاویه داشتن احمدی نژاد با رهبری را مطرح کردند که بنده به آنها گفتم آیا می توانید دست روی قرآن بگذارید وادعای خود را تکرار کنید که همه آنها یکه خوردند.

 

و خلاصه این تماماً خیانتی بود که روزی به زبان خود دکتر افشا می گردد و این کلامی که شما امروز خواندید فقط من باب اتمام حجتی بود برای کسانی که در دام اقتدارگرایان اصولسوار افتاده اند تا باشد که توبه کنند.

و در آخر محکم ترین سخنان بنده را به عنوان نمایندگی تمام کسانی که انحرافی نامیده می شوند، می خوانید و بروید و همه جا بگویید سعید علی بیگی اینها را گفته است:

حرکت عظیم و استشهادی دکتراحمدی نژاد  به خوبی پیش می رود! و ما رأیت الا جمیلا!

دکتراحمدی نژاد آگاهانه سکوت کرده است تا تک تک افراد امتحان خود را پس دهند! " دانه این دام" را دکتراحمدی نژاد  به زیبایی انتخاب کرده و فرصت داده تا   رجال سیاسی به نام دفاع از ولایت، آنچه عقده و کینه دارند، علیه شمشیر ولیّ زمان خوب خالی کنند و گمان کنند که اکنون از هر دو سو برنده اند.

هم وجهه "ولایتمداری" خود را ترمیم و تقویت می کنند و هم دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور مکتبی و ولایی  را بی حیثیت و احتمالاً اگر دست دهد ساقط می کنند! حملات شدت گرفته است  و هر کس تاکنون لب گزیده بود زبان باز کرده است!

 می رود که نام دکتر احمدی نژاد مصادف شود با "ضد ولایت فقیه" !!  اما نوعی دلهره و اضطراب سران جریان نفاق را آزار می دهد! دکتر احمدی نژاد  سرانجام چه می کند؟ نمی دانند و پریشانند! دکتراحمدی نژاد  تمام آبرو و اعتبار و جان و حیثیت خود را به میدان آورده است.

خشم توفنده حزب الله متراکم شده است و در یک نصرت معجزه گونه الهی به زودی با روشن شدن حقایق ، به سوی  کسانی نشانه خواهد رفت که با تدبیر و حیله این سناریو را طراحی کرده اند!  پر واضح است که  عشق و تعلق خاطر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب بر کسی پوشیده نیست و همین عشق و  و نشان مراد و مریدی رییس جمهور با مولا از او فردی  محبوب و عابد ساخته است.

اما در این میان جریان نفاق بدون شک  رسوا خواهند شد و مرجعیت و اعتبار خود نزد ملت را از دست خواهند داد و از صدر مناصب اعطایی الهی به زیر کشیده خواهند شد و برای همیشه به کنج انزوا و ذلت فرو خواهند غلطید.

بدون شک طی روزهای آینده در سال 91 با تصمیمات قاطع و دشمن شکن  رئیس جمهور، ایمان جوانان و ملت به شمشیر مولا؛ محمود احمدی نژاد صدها برابر خواهد شد و مقدمات نهایی آن وعده موعود، به احسن وجه  فراهم خواهد گردید و  این نقطه آغاز حرکت جهانی ملت ایران در آخرین فتنه آخر الزمانی خواهد بود.

منتظر باشید...

/ 14 نظر / 171 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه دانشجو از مرکز ایران...

سلام بازهم که وب تعطیله،این چند وقته به چشم میاد!!!

محمد

فكر نكنم هميشه تارخ سر حق طلبان بريده شده ،دكتر رو هم نابود ميكنن و ما منحرفين رو هم از بين ميبرن ولي بازم كوتاه نميايم

محمد

فكر نكنم هميشه تارخ سر حق طلبان بريده شده ،دكتر رو هم نابود ميكنن و ما منحرفين رو هم از بين ميبرن ولي بازم كوتاه نميايم[گل]

محمد

همچین خانواده های قدرت هوای همدیگررو دارن آدم به عدالت الهی شک میکنه!!! طرف از اون کشور دلش به حال دختر این یکی میسوزه!!! چقدر دقیق و موشکافند آقایون برای همدیگه؟؟؟؟ http://khabaronline.ir/detail/213149/culture/book

مصطفی

سلام برادر جوابتان را در وبلاگ خودم دادم. یا خدا

عباسی

سلام به روزم با"عبرت تاریخ" خوشحال میشم به من سر بزنی و نظر بدی.

احمد

سلام من برام چندتا سئوال پیش اومد؟ چرا شما تحلیلهاتون با هم فرق میکنه؟مگه از یکجا خط نمی گیرین؟ یکی از دوستانتون می گفت احمدی نژاد رفت خونه تا حجمه هایی که به رهبری صورت میگیره بخوره به ایشون یکی دیگه میگه اصلا خونه نشینی وجود نداره شما هم که میگی دکتر مریض بود تحلیل تون بابت قهر دکتر چند روز بعد از نامه رهبری کاملا ناشیانه بود چون ایشون بای رایزنی نزد رهبری رفتند و بعد از اینکه قبول نشد ایشون قهر کردند البته ما دوست داریم حرف شما درست باشه و در اینکه دکتر منشا خدمات بسیار زیادی بودند هیچ شکی نیست و رهبری از ایشون حمایت میکنن خیلی برای ما ارزشمنده ولی لطفا توی جلسات تحلیلها رو با هم چک کنید یا حق

فدایی امام خامنه‌ای

سلام بالفرض صحبت های شما صحیح پس چند سوال ؛ زمانی که حضرت آقا دم از تمدن اسلامی میزنن و مشایی از مکتب ایرانی پس یعنی جلوی حضرت آقا واستادن و احمدی نژاد با تایید مشایی و بیان اینکه مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی یعنی دقیقا چی کاره تشریف دارن ؟ راستی مستند ظهور نزدیک هست چطور؟ برای بنده بفرمایین که همراهی کردن مشایی در ثبت نام ریاست جمهوری چطور ؟ و کلی سوال دیگر دررابطه با مکتب ایرانی و پایان یافتن دوران اسب و اسب سواری و اسلامگرایی دقیقا احمدی نژاد با تایید مشایی یعنی تایید تفکرات مشایی دارن به کجا میرن ؟ لطف کنین در وبلاگ ام جواب بدین اگه جواب داشتین ... ممنون عشق فقط امام سید علی خامنه ای ملاک زمان حال افراد است ملاک آرمان امام راحل واست نه اشخاص یاحق