توبه می کنم از احمدی نژادی بودن!

امروز در جمعی شرکت کردم که همه داعی بودند احمدی نژادی اند... امروز توبه میکنم از دوران که داعی بودم احمدی نژادیم ولی نبودم آنچه که می بایست باشم، چون احمدی نژاد را کم می شناختم! و مشایی را اصلاً نمی شناختم. سخنران این مجلس مهندس بود که فکر می کردم مظلوم است ولی امروز فهمیدم مظلوم نیست! از پی مظلومیتش تا حدودی داعی حامی بودن داشتم اما امروز سخنانش نظرم را برگرداند. امروز فهمیدم مظلوم واقعی امام ماست. امامی که گناه، خطا و اشتباهات ما را دیده و می بیند و در محضر خدا خجالت می کشد. امروز نه از یک روحانی بلکه از یک مهندس الکترونیک شنیدم یک سرباز، مظلوم نمی شود! یک سرباز نگران نمی شود! یک سرباز نمی ترسد! چون یک سرباز جیره دارد، سرباز نمی ترسد چون می داند فرمانده ای دارد که جیره سربازانش را به موقع تقسیم می کند. امروز فهمیدم که چرا دکتر و مهندس نمی ترسند و همیشه خنده بر لب دارند، چون به باور سرباز بودن رسیده اند. ولی من نالایق و حقیر تا به امروز نگاهم غلط بود.

من اگر جیره می خواهم باید سرباز باشم. باید گناه و خطا و اشتباه نکنم تا فرمانده ام شرمنده نشود، خجالت نکشد. من جیره میگیرم تا نترسم و ناامید نشوم. من توبه می کنم از 8سال احمدی نژادیم و امروز می گویم یک سربازم مثل احمدی نژاد و مثل...

خدا توبه ام را بپذیرد... و مطمئنم که می پذیرد و مطمئنم که فرمانده ام مرا می بخشد و جیره ام را خواهد داد.

فرمانده؛ مرا ببخش... از امروز حامی نیستم، از امروز احمدی نژادی نیستم، از امروز فقط و فقط یک سرباز جیره گیرم...

... مهندس مشایی: 

آقایان و خانم‌های بهاری در مکتب امام عصر (عج) همه سربازند و سرباز نیز اگر فرمانده دارد وواقعاً سرباز آن فرمانده است، نگران جیره خود نیست و روحیه کاسبکارانه ندارد، چرا که باید بداند او سرباز کسی است که تأکید کرده ما از وضعیت شیعیان و سربازان خود غافل نیستیم.

/ 12 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام و درود عالیییییییی بود برادر. چه خوب که منتقل کردید این حرفها را. ممنونم

زهرا صادق پور

سلام حاجی . عالی بود. احسن. من هم با صحبت های مهندس از خودم شرمنده شدم که تا حالا فکر می کردم مشایی و احمدی نژآد مظلوم هستن ولی توی جلسه واقعا فهمیدم که مظلوم حقیقی امام عصر(عج) هستن. مشایی در طول سخنرانی خود سعی داشت افق مخاطبان رو بالا ببره و از سطحی نگری و حمایت های سیاسی ، افق مخاطبان رو به بندگی در برابر خداوند ارتقا بده.

زهرا صادق پور

سلام حاجی . عالی بود. احسن. من هم با صحبت های مهندس از خودم شرمنده شدم که تا حالا فکر می کردم مشایی و احمدی نژآد مظلوم هستن ولی توی جلسه واقعا فهمیدم که مظلوم حقیقی امام عصر(عج) هستن. مشایی در طول سخنرانی خود سعی داشت افق مخاطبان رو بالا ببره و از سطحی نگری و حمایت های سیاسی ، افق مخاطبان رو به بندگی در برابر خداوند ارتقا بده.

سرباز آقا

شما که اینقدر داعیه ی ولایت مداری دارید چه طور طرفدار این شخص هستید که از نظر رهبری مطرود است؟

رضا

فکر می کنم مسائل مهمتری وجود داره که آدم واسش پست بلند بالا بذاره،ببین کار ما به کجا رسیده که شخص اول زندگیمون شده مشایی

یکی بیاد به این یارو بگه چی شد که فکر می کنی توانایی اظهار نظر در مورد اسلام داری؟؟؟

سال پیش با وبلاگتون آشنا شدم شمارو به عنوان یک شخص ولایی شناختم که پیروی از امام زمان را در گرو پیروی از امام خامنه ای میدانستید.ولی امروز رسم سربازی را از کسانی یاد میگیرید که از نظر امام خامنه ای ایشان عامل تفرقه هستند. همیشه از مظلومیت و تنهایی رهبری میگفتید،امروز از مظلومیت مشایی حرف میزنید! همیشه چشم به دهان رهبری میدوختید ولی امروز...

سرباز آقا

برای اینکه متوجه بشیم کی از نظر رهبری مطرود است باید به مبانی اندیشه ی اون فرد توجه کنیم،سرباز واقعی آقا به محتوای کلام نظر دارد، شما اگر در رابطه با سخنان این آقا فراموشی گرفته اید بنده خوب به یاد دارم. آیا از نگاه رهبری هم ما با ملت اسرائیل مشکلی نداریم؟ دوره ی اسلام گرایی به پایان رسیده؟ مکتب ایرانی؟؟؟؟ این نگاه امام ماست؟؟؟ شما و امثال شما خودتان را به کوچه ی علی چپ زده اید!!! کاش به جای اینکه به فکر آخرت دیگران باشی کمی هم به خودتان فکر کنید

سرباز آقا

شما مطمئنید که من کیهان خونم؟؟؟شما واسه واضحات هم توجیه میارید،مثل خود آقای مشایی،اصن یکی به من بگه این آقا چرا اینقد دو پهلو حرف می زنه که هر بار بعد از مواجهه با اعتراضات مجبور میشه منظورشو توضیح بده؟؟؟ یه جای کار می لنگه دیگه آقا!!!

بید مجنون

سلام بابا تیترت بیچاره ها رو غافل گیر می کنه تو انتخاب عنوان خیلی قوی هستید من سالها با خدا قهر بودم می دونی چرا؟ وقتی از دردهایی که ازشون نالیده بودم و علت پرسیده بودم تقصیر رو انداخته بودن گردن خدا و خدا دور بود و بود تا یک روز با شهیدی آشنا شدم و جواب گرفته بودم با خدای خودم که نزدیکتر از رگ گردنم به من بود دوست شدم خدایی که همین نزدیکیهاست ، توی خودت می دونی یه خدا ، یه اسلام، یه امام زمان ساختند دور دور و نمی خوان باور کنند خدا را تا انسان را نشناسیم نمی تونیم بشناسیم........ و اصلا هم نمی خوان باور کنن که دارن اشتباه می کنن و من وقتی مشایی می خونم و می شنوم چقدر به خدام نزدیک می شم