یک هفته کاری یک رئیس جمهور ایرانی...

دوباره مثل هرسال همه چیز از لحظه تحویل سال شروع شد... ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۴۷ ثانیه صبح سه شنبه اول فروردین ۱۳۹۱ در ایران

این 7 اُمین سالی بود که با «اللهم عجل لولیک الفرج ...» اش محکم شروع میشد...

 دوباره مثل هرسال حرفهاشو زد و پا شد مثل بقیه آدما بره دید و بازدید عید...ولی نه! اشتباه کردم...اون هیچ وقت یاد نگرفته بود مثل باقی آدما رفتار کنه...

اون خونه پدرش نرفت...خونه خاله و عمو و فامیلهاش هم نرفت!!!

اون رفت پیش ریحانه خانم و علی کوچولو!!!

آخه اونا کسی رو نداشتند ببردشون مهمونی و ...

رفت پیششون تا گریه نکنند

تا فکر تنهایی نکنند

تا یادشون نیاد که پدر و مادر ندارند...

*****

علی کوچولو اول باورش نمیشد، ولی ریحانه خوب فهمیده بود

علی فکر نمیکرد روز اول عید که حتی کارمندای یتیم خونه هم نبودند دست مهربونی رو حس کنه

ولی کم کم مهربونیِ پدر نداشته شو پیدا کرد...

و شاید برای اولین بار؛ پدر شو بغل کرد

ولی ریحانه که تا حالا نتونسته بود خودشو برای کسی لوس کنه، خوب موقعیتو پیدا کرده بود

اما نتونست زیاد طاقت بیاره و ...

و نازترین خنده زندگیشو تقدیم دکتر کرد 

روز اول عید بود...شهدا هم مثل همیشه براش دلنشین ترین ها بودند

یه چیزهایی هم بهشون که شبیه قول و قرار بودند...

 همه ى علی و ریحانه ها کم کم بوی پدر شونو داشتند حس می کردند

و کم کم دست هایی گرمی که...

امین هم حسابی هُل شده بود...آخه خیلی براش عجیب بود که...

علی کوچولو هم دیگه وِل نمیکرد و به ىه هدیه، مثل بقیه راضی نمیشد 

همه آروم بودند و خوشحال...و خنده های علی...

دکتر هم خوشحال و هم...شاید نگران و خجالت زده 

 نگفتم بهتون که دکتر ما مثل بقیه نیست...آخه بعضیا بهش میگن...

یادش رفته بود رئیس جمهوره!!!

برای همین هم خیلی ها تحمل بودنشو ندارند چون...

 همه شاد بودند...

کم کم و خیلی سخت از «مجتمع بهزیستی آسیه» بیرون اومد

در گوش همه شون گفته بود شماها یه روزی بهترین پدر و مادر های این کشور میشین

شما ها همه کاره این کشورید و باید مواظبش باشید و ...

راستی این حدیث رو از دوستم احمد شریعت یاد گرفتم:

امیرالمومنین(ع): «ما من مؤمن و لا مؤمنة یضع یده علی رأس یتیمٍ ترحّماً الّا کتب الله له بکلّ شعرة مرَّت یده علیها حسنة.» هر مرد و زن باایمانی که از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بکشد خدای متعال به عدد هر مویی که دست خود را روی آن می گذارد یک ثواب برای او می نویسد...

دکتر سال پیش توی همین ساعت شیرخوارگاه حضرت رقیه (س) رفته بود... این هم عکس هاش

 

سال90: عید دیدنی از کودکان مجتمع شیرخوارگاه حضرت رقیه س

سال89: بازدید از شیرخوارگاه شهید ترکمانی منطقه هفده تهران

سال88: حضور در مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست

سال87: دیدار صمیمی با کودکان مرکز شبیر تهران

سال86: بازدید رییس جمهور از مجتمع بهزیستی شهید ضرغامی

فقط چندتا سؤال؟

کجای دنیا چنین چیزی رو میشه پیدا کرد؟

کجای دنیا میشه چنین رئیس جمهوری رو پیدا کرد و قدرش رو ندونست؟

و کجای ...کاریم؟ 

 

*****

البته امسال دکتر احمدی نژاد ما به غیر از دیدار با ایتام، به دیدار کسانی رفت که احیانا پدرو مادر هم دارند اما هیچ کس به حالشان دل نمی سوزاند. مددجویان کانون اصلاح و تربیت» ...

جایی که خلافکارهای زیر18 سال...

و جایی که شاید آدماش بیشتر از دیگران...

اینکار احمدی نژادو ترجمه عملی همه حرفهاش میدونم. برای من خیلی خیلی معنی داشت. ما نشسته ایم و از ولایت فقیه حرف می زنیم، او آیینه ای شده که نور ولایت را تا دور دستهایی که فکر ما به آن خطور نمی کند می تاباند. بی هیچ ادعایی...
و چه زود هفت سال به سرعت گذشت ...

 اینجا هم یه علی کوچولو دیگه...

نمیدونم بین دست های گرم دکتر چی میگفت!!!

شاید گفت من شرمنده ام...من مقصر نبودم...دیگه تکرار نمیکنم و ...

بعضی ها فقط نگاهش می کردند

بعضی ها خوشحال بودند و می خندیدند

بعضی ها تشویق می کردند

بعضی ها هم فقط اشک می ریختند...

 همون هایی که من و تو بهشون میگیم مجرم و دزد و ...

دست ها رو سینه سرود کشور شونو فریاد زدند

 و باز هم...

حالا میفهمم چطوری دکتر خستگی این همه کار و فشار این همه تخریب رو چطوری از یاد میبره...با همین...

 و همه دنبال یه تصمیم بودند...همه توی فکر فرو رفته بودند...آخه به قول دکتر همه این بچه ها پاکترین دلهارو داشتند...

 نگفتم پاک ترین دلهارو دارند...

دکتر اشک میریخت...سامان اشک میریخت...

دکتر گوش میکرد...سامان هم حتماً داشت قول میداد...به...پدرش...به دکتر

و همه گریه میکردند

همه آغوش توبه و تصمیم را به بغل می گرفتند و...اشک...

خوش بحال آرمان که...

ولی باز هم آخر کار نفهمیدم توی نگاه آخر دکتر توی صورتهای معصوم اون نوجوونا چی بود...همه چیز میشد توی چهره اش خوند...

 

 *****

 روز دوم عید رسیده بود

دکتر باز هم...نرفت...

این بار رفت عیادت بیماران بیمارستان سینا

و دیدن این صحنه ها توفیق اجباری شد که به درک عیادت برسم؛ اینجا را بخوانید.

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

عائدُ المَریضِ یَخوضُ فی الرَّحمَةِ .

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

عیادت کننده از بیمار ، در رحمت (خدا) غوطه مى‏خورد.

*****

این هم اسمش علی بود؛ توانش کم بود ولی تا انرژی داشت محکمتر دستان دکتر را فشرد...و آرام گرفت...

پیر بود...تجربه بسیار داشت و رئیس جمهور زیاد دیده بود...اتفاقاً تعجبش هم به همین خاطر بود! چون رئیس جمهور های زیادی به عمر خود دیده بود، ولی...

ولی من نفهمیدم! دکتر تاب نیاورد برای بوسیدنش و یا...

نگاهی کرد و دست پیرش را فشرد

و به درد و دل ها... 

بیدار نبود که ببیند...تنها بود و...

سال90: عیادت از بیماران و بازدید از بیمارستان فیروزگر

سال89:  عیادت و بازدید از مرکز طبی کودکان

سال88: عیادت از کودکان بیمار در بیمارستان بهرامی

سال87: عیادت از بیماران بخش کودکان بیمارستان امام خمینی ره

سال86: عیادت رییس جمهور از کودکان بیمار در نخستین روز از سال جدید

سال85: عیادت و بازدید از بیمارستان مفید

*****

و البته چهره ی دیگری از رئیس جمهور را نیز در این روزها دیدیم...چهره ای که از آن لطافت با کودکان به صلابتی حیرت آور تبدیل می شود...

مصاحبه رییس جمهور با شبکه ZDF آلمان (شبکه دو آلمان)؛ و جنجالی ترین حادثه این روزها تا به حال... جایی که دکتر خبرنگار 57ساله آلمانی را ضربه فنی میکند.

چند روز قبل از مصاحبه، رسانه‌ها مصاحبه‌ی "کلاوس کلبر" با محمود احمدی‌نژاد را فرصت درخشانی برای به چالش کشیدن مرد کابوس های جهان غرب ارزیابی کرده بودند.

شاید "کلاوس کلبر" که از او به‌عنوان حرفه‌ای‌ترین خبرنگار و مصاحبه کننده در آلمان یاد می‌شود، وقتی که در آخرین روز کاری سال 90 و اوایل سال 91 در دفتر رئیس‌جمهور ایران، آماده گفت‌وگو با وی می‌شد، تصور هم نمی‌کرد که این مصاحبه و اظهارات مصمم و محکم احمدی‌نژاد در موضوعات مختلف و پیش کشیدن مجدد موضوع هولوکاست، می‌تواند به قیمت زیر سؤال رفتن اعتبار حرفه‌ای او تمام شود و حجم انبوهی از انتقادهای محافل صهیونیست‌های را متوجه‌اش کند.

این مصاحبه جنجالی و که به جای ۲۰ دقیقه، ۴۵ دقیقه به طول انجامید، برخلاف انتظار تمامی کسانی که کلاوس کلبر را می‌شناسند، به فرصتی برای محمود احمدی‌نژاد تبدیل شد تا بار دیگر بر حرف‌های همیشگی خود تأکید کند.

باتجربه ترین خبرنگار آلمانی اذعان کرد که با وجود تحریم های غرب در بازار ایران اثری از تحریم ندیدم!

کلبر، احمدی نژاد را در مصاحبه بسیار "جدی" و "محکم" و در زمان های دیگر، "صبور" و "مهربان" معرفی کرد. این خبرنگار با بیان اینکه "حالا من کمی بیشتر دیپلمات های غربی را درک می کنم"، گفت: چند سال بود که به دنبال مصاحبه اختصاصی با رئیس جمهور ایران بودم و حال می گویم که مصاحبه با ایشان بسیار "هیجان انگیز" و "فشرده"بود و  هیچ نشانه ای از کوتاه آمدن احمدی نژاد از اظهارات قبلی اش درمورد حقوق کشورش را مشاهده نکردم.

خلاصه من که حسابی از اقتدار دکتر توی اون مصاحبه به وجد اومدم...

 یاد  مصاحبه دو سال پیش دکتر با "لری کینگ" مجری و مصاحبه گر با سابقه (79ساله) شبکه سی.ان.ان، افتادم که اونجا لری کینگ گفته بود: تسلط احمدی نژاد در مصاحبه باعث شد کارگردانان برنامه مذکور 13 بار مصاحبه را قطع و سؤالات جدیدی طرح کنند و آنها در نهایت نیز نتوانستند احمدی‌نژاد را به مسیری که می‌خواستند بکشانند. البته بماند که لری کینگ بعد از مصاحبه با دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی ایران اعلام کرد که دیگه در هیچ شبکه تلویزیونی حاضر نخواهد شد.


تسلط کامل بر مصاحبه و استفاده بهینه رییس جمهوری اسلامی ایران از رسانه های خارجی برای انتقال پیام خود، حتی رسانه صهیونیستی رادیو فردا را هم مجبور به اعتراف کرد.

این رسانه پیشتر در گزارشی اذعان کرده بود که هیچ ‌کدام از مصاحبه‌کننده‌های معروف از کریستین امانپور گرفته تا لری کینگ و چارلی رولز که برای خود نامی دست و پا کرده‌اند، تاکنون نتوانسته‌اند رییس جمهور ایران را در تنگنای پرسش گرفتار کنند.

رادیو فردا ارگان رسانه‌ای سازمان جاسوسی آمریکا "سیا" هم در گزارشی اعلام کرده بود که شماری از روزنامه‌نگاران غربی همچنان بر این باورند که خبرنگاران در رسیدن به اهداف خود در مصاحبه با محمود احمدی‌نژاد موفق نبوده‌اند و این رئیس‌جمهور ایران است که بیشترین سود را از این مصاحبه‌ها می‌برد. و روزنامه‌نگاران غیرایرانی که صابون مصاحبه با رئیس جمهور ایران به تنشان خورده تاکید دارند که احمدی‌نژاد در رویارویی با خبرنگاران، استاد است‏ و در پاسخگویی به سئوالات جهت‌دار آنان مثل ماهی لیز و لغزنده بوده و از دام این گونه پرسش‌ها به راحتی فرار می‌کند‏.‏........

این هم عاقبت کلاوس کلبر آلمانی... و سخنان احمدی نژاد توی یکی از پرطرفدار ترین شبکه های خبری اروپا... (این هم متن کاملش)

و اطمینانی و ایمانی که در چشم ها موج میزند...

معنی صلابت...

 بهت و حیرت کلبر و لبخند همیشگی دکتر...و قاب دیگری از عزت

 

*****

عصر روز پنجم عید بود که دکتر راهی تاجیکستان شد...برای برگزاری جشنی که توسط خود ایران، جهانی شد...

 با همون لبخند همیشگی...

 و استقبالی گرم...که تمام رسانه های روسی و تاجیک به پخش زنده برنامه های رئیس جمهور ایران توی کشورشون پرداختند...

افتتاح خانه فرهنگ ایرانیان در دوشنبه مرکز تاجیکستان که به نوع خودش اتفاقی شگرف بود برای ارائه و رشد فرهنگ ایرانی اسلامی توی دل پایتخت تاجیکستان که این نشانى از مناسبات قوی دو کشور رو میرسونه

 مراسمی که بهانه ی دیگری شد برای ایران به جهت متحد کردن کشورهای همسایه با خودش و ایجاد روابط، مسئله ای که بیش از همه دولت آمریکا را عذاب می دهد و به عنوان خطری بزرگ برای این کشور قلمداد می گردد.

و البته سخنرانی دکتر در حضور نمایندگان بیش از 40 کشور شرکت کننده و مواضع صریح و محکم دکتر، از فرهنگ گرفته تا دوستی و مهربانی و سیاست و اقتصاد و صد البته انتقاد و اعتراض شدید به حضور تجاوزکارانه نیروهای ناتو و دولت آمریکا در افغانستان و سیاست های ضد استکباری که باعث شد هیأت آمریکایی حاضر سالن سخنرانی را ترک کنند. که این سخنان و خروج آمریکایی ها از جلسه مورد تشویق اعضای حاضر در جلسه قرار گرفت. و اونقدر شدت عصبانیت آمریکایی ها بالا بود که حتی حاضر به مصاحبه هم نشدند و از مصاحبه با خبرنگاران طفره رفتند و حاضر به پاسخ دادن به پرسش های خبرنگاران نشدند.

این برای من که خیلی خوشحال کننده بود، به یاد داریم دورانی رو که التماس میکردیم برای حضور توی اجلاس ها و دورانی که حتی حق سخن نداشتیم و صد البته مردٍ سخن هم نداشتیم/ ولی حالا می بینیم که توی همه اجلاس ها حضور داریم، حتی توی دل آمریکا میریم و حرفمونو محکم و قاطع می زنیم و عجیب تر از همه اینکه آمریکایی ها رو از جلسه بیرون می کنیم/ و کاری کردیم که دیگه جای آمریکایی ها نباشه توی اجتماعات و ...و این ها همه اش بخاطر...

و تشکر کشورهای دیگه از سردار سوم تیر ایران...

و استقبال مردم تاجیکستان زیر باران... 

 و شاخه های گل و لبخندهایی بر لب...

 

 دکتر همه جا محبوب است...

و شعار دکتر، دوستی و مهربانی است... و با همه ظلم دیده های دنیا دوست است...

 

 

 

 

 

 

و پایانی بر آغازی دیگر...و لبخندی دوباره که نشان از اطمینان و ایمان و رضایت دارد...

 و بوی میهن...

 

 چهره ای که پر از خستگی است ولی دلی که پر از امید و روحیه و انگیزه و ایمان است...

"عقلانیت ایمانی" اینگونه می کند با انسانی که بر او واجب است رسیدن به خلیفة الهی...

 

 

البته یه چیزایی رویادم رفت...

حضور در یادمان شهدای عملیات رمضان...

یه شهید پیدا کرده بودند و عکس امام رو سینه اش بود و دکـتر هم...

راه‌افتادند‌ توی‌ اون خاک ها...البته‌ نکته مهمی‌ هم‌ نیست

همه‌ ماها‌ توى اون خاک ها راه‌ مىفتیم و ...

از کنار سیم‌های خاردار و ...

باز هم‌سرش به زیر‌ بود...

على کوچولو این‌ جا هم پیداش شد و دوباره ...

و ...

راوى صحبت هاشو کرد و ...

اینم میذارم‌ محض‌ ریا ...

بسه فکر میکنم...

فقط یه چیزی بگم و تمام...

مردی از جنس مرد...

دعایش کنید...فقط همین

/ 41 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یک وبلاگ نویس منحرف

سلام حاج منصور ارضی : ((اون وقت یارو بلند میشه میگه نجات این پیغمبر و دینش دست فردوسی هست که شش امامی بوده و اسماعیلیه که از وهابی هم بدتره.)) اگر حاج منصور این مطالب را بشنود چی میگه خدا کند گوینده را تکفیر نکنه 1-«اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللّهیهاى امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهى غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد. 2-اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهى باریک و پنهان و گاهى وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. این مطالب از فرمایشات رهبری است.

سلیم زاده

فوق العاده بود

ابطحی

همین کارها را می کند که او را پوپولیست می نامند! اگر مثلا دید و بازدید های نوروزیش را در ویلاهای رامسر و کیش و باغهای لواسان و کاخهای برخی از دیگر مسوولین و بزرگان و استوانه ها و اعاظم و اکابر می گذارند آن وقت اسمش می شد اصولگرا! و دیگر مدال خوش نقش انحراف بر سینه اش نمی درخشید. چقدر خوب می شد اگر تصاویر یک هفته نوروزی مدعیان و استوانه ها و اصولگرایان را هم می گذاشتید.

ابطحی

همین کارها را می کند که او را پوپولیست می نامند! اگر مثلا دید و بازدید های نوروزیش را در ویلاهای رامسر و کیش و باغهای لواسان و کاخهای برخی از دیگر مسوولین و بزرگان و استوانه ها و اعاظم و اکابر می گذارند آن وقت اسمش می شد اصولگرا! و دیگر مدال خوش نقش انحراف بر سینه اش نمی درخشید. چقدر خوب می شد اگر تصاویر یک هفته نوروزی مدعیان و استوانه ها و اصولگرایان را هم می گذاشتید.

رامین

خوب حال ما رو گرفتی خوب!

رامین

سلام یه سوال! شما با استاندار آذربایجان نسبتی داید؟

صمدی

سلام عید تصاویر رو کامل نتونستم ببینم امروز که دیدم فوق العاده بود حیف که این چند ماه نشریه مون تعلیق بود وگرنه حتما ما هم چند واقعیت از عملکرد دکتر کار میکردیم

عمار

سلام عکس های فوق العاده ای بود. گریه ام می گیرد این ها را می بینم. خدا حفظش کند.

ایرانی

بارک الله به این همه انحراف[گل]

زهرا

خیــــــــلی زیبا بود. خدا حفظش کنه!