چرایی شکست سنگین مدعیان اصولگرایی / ورود جلیلی اشتباه استراتژیک نظام

آنچه در انتخابات ریاست جمهوی این دوره اتفاق افتاد مصافی برای هویدا شدن وزن واقعی اصولگرایان بود. احمدی نژد توانست در دولت دهم و در موقعی مناسب حساب خود و گفتمان منتسب به خویش را با اصولگرایان جدا نماید. وی پیش از این توانسته بود با ایجاد یک تعریف تازه از ماهیت آمدن خود در فضای سیاسی کشور یک تفکیک قوی بین سایر گروه های سیاسی و خود انجام دهد. احمدی نژاد طی انتخابات سال 84، 88 و 92 توانست این تفکیک گفتمانی را تثبیت کرده و در جامعه اصالت خود را حفظ نماید.
احمدی نژاد نشان داد حاضر نیست به خاطر قدرت، بِرند گفتمانش را خرج سیاست و بازی اصولگرایان کند و بدین صورت جایگاه خود را به اصولگرایان ثابت نماید. در این میان گروهی از اصولگرایان که در دو سال اخیر شدیدترین تخریب ها را نسبت به احمدی نژاد داشته اند سعی بر آن داشتند با روی کار آوردن جلیلی، کاریکاتور 84 او را ترسیم نمایند و بدین گونه در توهم خلق احمدی نژادی جدید بر آیند. در این راستا ستاد جلیلی که مجری افکار این گروه از اصولگرایی بود وارد کار شد و در ابتدا سعی بر آن داشت با سوءاستفاده از بِرند احمدی نژاد، خود را در جامعه معرفی نماید ولیکن احمدی نژاد در دو مرحله این پروژه را شکست داد. احمدی نژاد در ابتدا در یک اقدام پیشگیرانه با همراه کردن خود با مهندس مشایی در روز ثبت نام و سپس با اعلام موضع انتخاباتی خود مبنی بر عدم حمایت از کاندیداتوری خاص، دست طرف مقابل را در حنا گذاشت.
با شکست خوردن این پروژه، یاران جلیلی فکر بازی دیگری افتادند فلذا پیروزی را در عقب نیفتادن از سایر رقبا در فحاشی نسبت به دولت و اعلام برائت از شخص احمدی نژاد یافتند که البته با این رویه نتیجه کاملا عکس حاصل نمودند.

در تحلیل این مقوله می توان یادآوری نمود که طی سال های 87-84 در کشور شاهد پیشرفتهای خیره کننده ای بودیم، چنانکه طی سفرهای استانی احمدی نژاد در اقصی نقاط کشور، شعار "انرژی هسته ای، حق مسلم ماست"، ترجیع بند همه شعارها و خواسته های ملت ایران بود و اینگونه در کنار تثبیت حق هسته ای، اثرگذاری تحریم ها را به حداقل رساند؛ اما از حدود 2سال پیش که احمدی نژاد پیشنهاد غنی سازی اورانیوم با میانجیگری ترکیه و برزیل را داد، اصولگرایان وی را از گردونه تصمیم گیری در خصوص سیاست خارجی هسته ای کنار گذاشتند و همزمان با تسخیر سفارت انگلیس توسط جوانان جریان اصولگرایی، تحریم بی سابقه هسته ای بانک مرکزی که به آن "قتل عام اقتصادی" گفته می شود، به پیشنهاد انگلیس توسط اتحادیه اروپا به تصویب رسید.

این بار اصولگرایان با آوردن جلیلی در صحنه انتخابات دست به بازی خطرناکی زدند، چراکه آمدن جلیلی با عنوان نماینده هسته ای نظام در اذهان، به معنای به رفراندوم گذاشتن این مقوله در بین مردم بود. احمدی نژاد در زمانی که افسار گفتگوهای هسته ای را در دست داشت توانست مردم را پشتوانه خود در بحث مقاومت بر سر حق هسته ای قرار دهد و اینگونه ضمن هسته ای کردن ایران خطر تحریم را از کشور تا حدودی دور کند. متاسفانه با آمدن آقای جلیلی به بحث مذاکرات، ایشان نتوانست مردم را پشتیبان خود قرار دهد و امروز نیز با آمدن در پای میز انتخابات عملکرد گذشته خود را که چیزی جز بحث هسته ای نیست به رفراندوم گذاشته است. باید گفت بر فرض محال که آقای جلیلی می توانست کاریکاتور 84 احمدی نژاد هم بشود و 66% آراء را به خود اختصاص دهد، این بدان معنا بود که 34% مخالف عملکرد هسته ای شدن نظام رأی داده اند و این دقیقا به معنای شکست پروژه ی مقاومت بر سر هسته ای شدن است. حال بماند که آقای جلیلی به عنوان نماینده هسته ای ایران در انتخابات تنها 11% از آراء را به خود اختصاص داده و این در مجامع داخلی و خارجی به معنای شکست بزرگ هسته ای و کوتاه آمدن مردم از خواست سابق خود می باشد. به همین دلیل بزرگترین اشتباه استراتژیک آمدن جلیلی پای میز انتخابات و پایداری ایشان بر ماندن بود. امروز باید از کسانی که ایشان را وادار به حضور کردند و ایشان را اصلح بین ارض و سماء خواندند پرسید این شکست بزرگ را چطور باید جبران نمود؟
نکته مهم دیگری که در این میان حائز اهمیت می باشد آن است که وزن اصولگرایان در غیاب احمدی نژاد مشخص گشت. جریان اصولگرایی پس از چند شقه شدن در انتخابات مجلس و همچنین ناامید شدن از اینکه قالیباف به هیچ عنوان نمی تواند جریان اصولگرایی را نمایندگی کند؛ در نظر داشت با اعلام حمایت از جلیلی تحت عنوان اصولگرایان ناب خود را احیا نماید و بازتولید و بازتعریف دیگری از اصولگرایی معرفی کنند که با رأی شکننده و ضعیف جلیلی که قابل پیش بینی هم بود، شکست نهایی نیز برای آنها حاصل گشت. امروز احمدی نژاد به بدنه اصولگرایی که تحت تاثیر قرق رسانه ای بوده است فهماند که وزن واقعیشان چقدر است و این نکته اثبات گردید که فقط شعار گفتمان دادن به تنهایی کافی نیست و علمداری لازم است تا مردم گِرد علمش جمع شوند. به قول ظریفی که می گفت: در دوره احمدی نژاد سخن جدیدی به میان نیامد ولیکن گذشتگان نتوانسته بودند علمدار این سخنان شوند و شخص احمدی نژاد توانست "تروآی ملت" در دل حاکمیت گذشتگان باشد و اگر این علمدار نباشد، بدل بازنده پیکار خواهد بود.

اصولگرایان بر این باور بودند که می توانند گفتمان را صاحب شوند و با به زیر کشیدن احمدی نژاد تحت عنوان رد صلاحیت نامزد احمدی نژاد مانع رساندن پیام او به مردم شوند و در غیاب رقیب اصلی، خود را صاحب گفتمان انقلاب و اسلام ناب معرفی کنند. امروز مشخص شد که صرف ولایتمدار نامیدن خود و دارا بودن حمایت مراجع و علما و چند مداح اهل بیت، مدعیان اصولگرایی در اذهان ملت و مردم هیچ وزنی ندارد.
امروز معنای سخن دکتر احمدی نژاد را می فهمیم که گفت: "اگر گروهی بخواهند مردم و انتخابشان را مدیریت کنند، نتیجه عکس می گیرند؛ چرا که این مردم هستند که آنان را مدیریت خواهند کرد." به خوبی مدیریت مردم در این عرصه عیان گشت. اصولگرایان امروز باید از قطاری که بی بلیت سوار آن شده بود پیاده شوند. امروز همه وزن اصولگرایی مشخص شد و همان هایی که ادعا می کردند ما احمدی نژاد را بر سر کار آوردیم متوجه خواهند شد که هیچ کاره بوده اند چرا که نتوانستند امروز حتی یک دهم رأی احمدی نژاد سال 88 را با تلاش آشکار برای جلیلی جمع کنند.

امروز در این موقعیت یادآوری سخنان منتشر نشده دکتر احمدی نژاد حکایت ماجرا را تکمیل می کند. دکتر احمدی نژاد در ماجرای "ورود زنان به ورزشگاه" به نماینده مرجع سیاسی - اعتقادی اصولگرایان گفت که من برای ایشان احساس خطر می کنم و  هشدار داد که اگر کسی فکر کند، او ما را سر کار آورده است؛ خدواند کاری می کند که همه عالم بفهمند او هیچ کاره بوده است چراکه وقتی حمایت او از ما برداشته شد، هیچ اتفاقی برای ما نیفتاد. همچنین به آنها می گویم اگر فکر می کنید که شما ما را سر کار آورده اید، پس یک نفر دیگر را هم بیاورید؛ که قطعا نخواهید توانست...

 

/ 7 نظر / 26 بازدید
ایرانی

سلام از اینکه آقای روحانی برنده شدند باید تاسف خورد کشور دست فتنه گران سال 88 افتاد و روحانی بدترین گزینه بود باید منتظر بود تا ببینم پل هایی که احمدی نژاد ساخته چطور بدست اینها خراب می شود وشاید هم خوب شد که روحانی شد تا همه متوجه شوند که احمدی نژاد چه کارها کرد و زمان همه چیز را اثبات می کند یا حق

معید

"اگر گروهی بخواهند مردم و انتخابشان را مدیریت کنند، نتیجه عکس می گیرند؛ چرا که این مردم هستند که آنان را مدیریت خواهند کرد." بهترین تعبیر برای این خودشیفتگان اصولگرا همین مسافران بدون بلیت بود که به زور سوار شده بودند و در تخریب و تکفیر گفتمان احمدی نژاد از هیچ تلاشی هم دریغ نکردند....از این منظر نتیجه ی انتخابات کلّی دلمان را خنک کرد! دوران دلتنگی برای احمدی نژاد آغاز شده است..... درود و خسته نباشید برادر

سید

جواب دندان شکن رهبر انقلاب به محاکمه کنندگان! http://seyedkamaltabatabai.blogfa.com/post-52.aspx

جانباز از اصفهان

/ با سلام برشما دوستان انقلابي با مطلب قابل تأمل: علت پيروزي جبهه هاشمي به روز شده ام. دوستان مطلب مهم مي باشد حتما" مطالعه بفرماييد. http://noore14d3.blogsky.com /

سعید

سلام برادر دیگران را متهم می کنی به حزبی بودن و باند داشتن ولی شما هم که دست کمی از حزب و باند ندارید.فرقش اینه که دیگران مثلا سنتی اند و 000 و شما هم شدین حزبی مثل بقیه(حزب احمدی نژادی ها).شما که خودتان را علمدار ولایت مداری و عدالت خواهی و انقلابی بودن و سنتی نبودن و امام زمانی بودن و غیره می خوانید(و کل الخیر هستید) ، به من بگویید این چه خوب بودن و ولایی بودنیست که 3 بار به رهبری فشار می آورید که حکم حکومتی بدهد؟خیلی معذرت می خواهم،اما خوب بودن شما اقتضا می کند که به یک فقیه ناسزا بگویید؟ میخواهم با همین علامه مصباح احتجاج کنم:ایشان با شما بود و علیه شما شد.این وسط یا علامه از اصول منحرف شد یا احمدی نژاد یا اینکه نه علامه و نه احمدی نژاد،بلکه سوء تفاهمی بیش نبود!-بنده درباره کار یک فقیه فضولی نمی کنم؛که ایشان براساس فقه و اجتهادشان باید حرف بزنند و چه درست و چه غلط حکم کنند ماجورند.اما شما کارتان از دو حالت خارج نبود:یا منحرف شدید یا مبهم گفتید و باعث سوء برداشت دیگران شدید.(آقا هم جایی گفتند که اجتنبو من مواضع التهم/آشیخ تو هم !)اگر منحرف شدید که حرفی نمی ماند.اگر مبهم گفتید هم حرفی نمی ماند چون در این صو

من

تاسف میخورم برای اندیشه شما در مورد آقای مصباح...متاسفم

جانباز از اصفهان

/ با سلام برشما دوستان انقلابی با مطلب مهم و قابل تأمل: جدیدا" رئیس قضاییه بلبل زبان شده اند به روز شده ام. مطلب مهم می باشد دوستان مطالعه بفرمایید. http://noore14d3.blogsky.com /