سعید امامی کشته شد تا مهدی هاشمی آزاد شود!

این روزها شاهد آنیم که؛ جنجالهای بسیار سر قضیه هاشمی و فرزندانش و آزاد شدن مهدی هاشمی با آن وثیقه کذایی هم نتوانست خیلی از خواص و تشکلهای دانشجویی را از خواب غفلت بیدار کند. مهدی هاشمی به برنامه ریزی هایش ادامه می دهد بیرون زندان و فائزه هم درداخل زندان مصاحبه مینویسد و می گوید قصد بیرون آمدنم ندارم و جایم راحت است و در حال متشکل کردن زنان زندانی داخل زندان هستم برای آینده و در زندان بهتر و بیشتر به کارهایم می رسم!! خلاصه مدتی است بیخیال جنجال بودم و در پی مطالعه تاریخ معاصر بر آمده ام. در تاریخ معاصر ایران نام سعید امامی همیشه برایم جلوه داشته و دارد و البته سعید حجاریان! و قتل های زنجیره ای، واژه ای که که در اذهان همگان ترس و خیانت را یادآور می شود. موضوعی که در آن زمان به «فتنه» لقب یافت. فتنه ای که بهایش ترور چند صد نفر معترض بود.

فتنه ای که چونان فتنه 88 خودرسوایی را به همراه داشت، چنانچه خود فتنه گران دُم خروسشان را در بیانیه ای که وزارت اطلاعات زمان خاتمی منتشر نمود، نمایان کردند... بیانیه ای که دی ماه سال1377 از سوی وزارت اطلاعات وقت، سرآغازی بود بر تخریب شخصیت ها، حمله به ارکان نظام جمهوری اسلامی، پیگیری دستورات سرویس های جاسوسی بیگانه و همچنین عقده گشایی ضد انقلاب که بر سر سفره اصلاحات به میهمانی آمده بودند. قسمتی از آن بیانیه:

« ... وزارت اطلاعات بنا به وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری، کشف و ریشه کنی این پدیده ی شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و موفق گردید شبکه ی مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب قرار دهد و با کمال تاسف معدودی از همکاران مسئولین نشناس ، کج اندیش و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده اند، در میان آنها وجود دارند. این اعمال جنایتکارانه نه تنها خیانت به سربازان گمنام امام زمان (عج) محسوب می شود بلکه لطمه ی بزرگی به اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران وارد آورده است.

وزارت اطلاعات ضمن محکوم کردن هر جنایتی علیه انسان ها و هرگونه تهدید نسبت به شهروندان و درک عمیق از ابعاد فراملی این فاجعه، عزم قاطع خود را در ریشه کنی عوامل و محرکان خشونت سیاسی و تضمین امنیت اعلام داشته و به امت شریف اطمینان می دهد همان گونه که در فراز و نشیب های انقلاب اسلامی حافظ امنیت و استقلال کشور و حقوق شهروندان بوده است، این بار نیز با تمام توان و امکانات خود بقایای باندهای منحرف و قانون ستیز را را مورد هجوم قرار داده و سایر سرنخ های داخلی و خارجی این پرونده ی پیچیده را برای دست یابی به دیگر عوامل این فتنه دنبال خواهد کرد.»

پس از انتشار رسمی این بیانیه که از قول مراجع رسمی کشور اتهام را به قسمتی از نیروهای امنیتی منتسب نمود، دولت اصلاحات و بازوان فشار آن؛ اعم از نشریات و شاخه های دانشجویی اش پس از تبرئه خود، از پرونده قتل های زنجیره ای نهایت استفاده را بردند. پرونده ای که وزارت اطلاعات در بیانیه خود از آن به عنوان فتنه یاد می نماید. فتنه ای که به تعبیر رییس جمهور وقت حاصل غده ای سرطانی(!) بود که رسالت جناحی خاتمی حکم می کرد که این غده سرطانی به هر قیمتی درآورده شود! 

در ماجرای قتل های زنجیره ای متهم ردیف اول تا پیش از تشکیل دادگاه مربوطه و تنها به حکم تحلیل گرانی نظیر گنجی و باقی و جلوتر از همه سعید حجاریان؛ سعید امامی بود که پس از مرگ او نام او از پرونده حذف می شود! متهم ردیف دوم شخصی به نام مصطفی موسوی از ارادتمندان به محمد خاتمی و از جمله نیروهای چپ وزارت اطلاعات و همچنین از دست پرورده های دستغیب در مسجد آتشی ها بود که به حبس ابد محکوم می شود که بعدها نیز از اذهان پنهان نگاه داشته می شود! درباره علت وقوع این قتل ها هیچ گاه توضیح قانع کننده ای از سوی مسئولین امر ارائه نمی گردد. نه تنها درباره انگیزه سعید امامی بلکه درباره تمام نقاط ابهام این پرونده به لطف هیاهوی غوغاسالارانی نظیر گنجی و باقی سکوت اختیار می شود.

فقط در این میان روزنامه های دوم خردادی اعترافاتی ساختگی از سعید امامی قبل از به هر نحو کشته شدنش و به قول خودشان قبل از خودکشی اش منتشر می کنند که در آن سعید امامی می گوید من از مقامات بالا دستور داشته ام و همه عناصر ضد نظام داخلی با پشت پرده سعید حجاریان تحلیل ها را بدان سمت می برند که سعید امامی به دستور شخص مقام معظم رهبری این اقدامات را انجام داده است و جالب آنجاست که سعید حجاریان مغز متفکر و مشاور امین آقای محمد خاتمی تمام این اقدامات را علیه نظام برنامه ریزی می کند و پس از اعمال این هزینه ها بر نظام و رهبری به ناگاه خبر مرگ سعید امامی از زندان بیرون می آید و سپس انتشار بخشی از فیلم های بازجویی یا بهتر بگویم تصاویری از شکنجه متهمین این پرونده بود که ماجراساز شد علیه نظام. در میان این تصاویر دلخراش، وحشتناک ترین تصاویر مربوط به شکنجه همسر سعید امامی است که مشخص نیست با چه عنوانی دستگیر، بازجویی و شکنجه می شود. با انتشار این فیلم ها و تصاویر، دولتمردان اصلاحات که تا چند روز قبل از آن، سینه ها را جلو داده و با افتخار درباره از بین بردن غده سرطانی سخنرانی های آتشین ایراد می نمودند به یکباره میدان را خالی کرده و خود را بی خبر از همه جا معرفی می نمایند. این بار بوی گند قصه آنقدر بالا می آید که دفتر ریاست جمهوری اقدام به انتشار بیانیه ای می نماید تا محمد خاتمی و دیگر دولتمردان را از اتهام نظارت بر شکنجه متهمین تبرئه نماید و تلویحاً مقامات بالاتر از دولت در مجامع متهم شناخته شوند! (که رسانه ها انگشت اتهام را دوباره به سمت بیت رهبری می برند)در پاسخ به این بیانیه، سازمان قضایی نیروهای مسلح در آذر ماه سال 1379 اطلاعیه ای به شرح ذیل صادر می نماید:

« ... براساس اعلام مورخ 24/9/1377 دفتر رئیس محترم جمهوری، کمیته ی ویژه یک کمیته قضایی – امنیتی بوده است. لذا علی الوصول می بایست عضوی از قوه ی قضائیه و عضوی از قوه ی مجریه در آن شرکت داشته باشند و قاعدتا عنصر قضایی این کمیته می بایست از سوی رئیس قوه قضائیه معرفی می شد. در حالی که عضو قضایی این کمیته ( آقای یونسی ) نیز از سوی آقای رییس جمهور معرفی شده است و رئیس وقت قوه ی قضائیه هیچ گونه اطلاعی از موضوع نداشته است... ورود یک گروه خاص در پرونده امنیتی خاص، عملا کار تحقیق را مختل می کند. به خصوص اگر انگیزه های خاصی وجود داشته باشد که چنین نیز شد و ورود این گروه، سرنوشت پرونده را عوض کرد ... بنابراین واقعیت آن است که تشکیل این گروه و ورود آنها به پرونده با اصرار و ابلاغ آقای خاتمی صورت گرفته، در حالی که برخلاف نظر مقام قضایی پرونده بوده است ... اگر ایشان ( خاتمی ) نتایج بازجویی ها را بررسی نمی کرده، پس گروه بازخوانی را برای چه تشکیل داده اند؟ ... در این پرونده جنای آقای خاتمی اختیارات بالایی را اعمال نموده اند که از آن جمله می توان به تعویض مقام قضایی پرونده اشاره نمود که چنین امری مسبوق به سابقه نیست ... اگر این اعمال مسئولیت و اختیار در رسیدگی به پرونده نیست ، پس اسم آن چیست ؟ »


یکسال پس از آنکه سعید امامی به قول سعید حجاریان خودکشی کرد، حجه الاسلام حسینیان در جمع مردم کرمانشاه دست به یک افشاگری بزرگ زد که هیچکس حتی وزارت اطلاعات آن را تکذیب نکرد:

«بعد از اثبات بی گناهی گروه اخیری که دستگیر شده بودند (متهمان قتل ها)، جریان شکنجه این ها روشن شد. ماجرا از این قرار بود که در ماه مبارک رمضان خبر آوردند که دو نفر از متهمین قتل های زنجیره ای در بیمارستان بقیه الله بستری و در حال مرگ هستند. به هر حال موضوع به دفتر مقام معظم رهبری رسید و از آنجا با جناب آقای هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه مطرح شد. نماینده ای فرستادند و مشخص شد که همسر سعید اسلامی را این قدر شکنجه کردند که به گفته آن نماینده که رفته بود و دیده بود، حتی استخوان کف پایش مشخص شده و بیرون آمده بود. وقتی این مسئله روشن شد، من هم در یک سخنرانی در مشهد اعلام کردم که این افراد که دستگیر شده اند، بی گناه هستند و بازجوهایی که از طرف دولت تعیین شده اند، از جانب سعید حجاریان هستند و قتل ها یک توطئه است و جریان رسیدگی نیز یک توطئه است. شش یا هفت ماه قبل از کشف ماجرا، این خبر را در مشهد اعلام کردم. روزنامه ها هم خیلی جوسازی کردند و سر و صدا کردند... هم بی گناهیشان و هم تحت شکنجه قرار گرفتن و هم بازجوها از یک جناح بودند و می خواستند پرونده قتل ها را منحرف کنند.

شبی در حضور نزدیک به 30 نفر از دوستان من بود که از قول آقای خاتمی پیام دادند که آقای خاتمی سلام رساندند و از شما خواهش کردند در این ماجرایی که کشف شده، شما سکوت کنید و من هم از طرف دیگر، از آنها می خواهم فتیله بحث قتل ها را بکشند پایین و این مسأله را خودم پیگیری و حل می کنم. حالا خوشبختانه 30 نفر شاهد بود، اگر نبود این ها الان انکار می کردند. دوستان به آن وزیر محترم پرخاش کردند که چه معنا دارد، شما به آقای حسینیان می فرمایید باید سکوت کنند و از طرف دیگر می گویید فتیله را پایین بکشند. من هم به آن وزیر گفتم: من هیچ وقت دنبال تشنج نبودم...

من در پاسخ به رئیس جمهور گفتم: شما بدانید که دوستان شما فتیله را پایین نخواهند کشید. گفتم من به شماها بدبین هستم. من می دانم فردا می آیند دوباره پرونده رسیدگی را به گردن مقام معظم رهبری می اندازند و این جریان فاجعه شکنجه، بدتر از قتل های زنجیره ای بود. اگر شما به من فحش بدهید، من کوتاه می آیم، ولی اگر بدانم علیه رهبری بخواهید سوء استفاده کنید، من همه چیز را به مردم خواهم گفت، حالا هر چه بادا باد. » (هفته نامه یالثارات الحسین، 27 مهرماه 1378، ص .7 )

خلاصه سعید امامی مُرد! در احکام دستگاه قضا برای پرونده قتل های زنجیره ای نامی از سعید امامی به چشم نمی خورد! حال گریزی به فتنه 88 بزنیم، فتنه ای که بسیار عظیم تر و خطرناک تر از فتنه خود ساخته دولت اصلاحات (قتل های زنجیره ای) بود. برای اتهام سعید امامی جز هوچی گری و هیاهو هیچ سندی ارائه نشد و دادگاه هم پس از مرگ او و شکنجه های همسرش بر این امر صحه گذاشت، در حالی که برای اتهام فردی مثل مهدی هاشمی هزاران برگ سند موجود بود و هست و لیک مهدی هاشمی اجازه خروج از کشور می یابد، سه سال در لندن و جاهای دیگر فعالیت سیاسی می کند و این سوی آب آقای محسنی اژه ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی مشورت می دهد که مهدی نیاید! مهدی هاشمی که در اذهان همه مسئولان و مردم مجرمیتش مستند است از لندن چندین شکایتنامه تنظیم می کند و چندین دادگاه علیه نیروهای حزب اللهی به راه می اندازد! قوه قضائیه هم برای اثبات این که حقی از شخصی ضایع نمی شود، به عنوان مثال کاوه اشتهاردی مدیر مسئول روزنامه ایران را به جرم انتشار اطلاعیه ای دانشجویی درباره مهدی هاشمی و آنچه که افترا به وی می خواند به حبس و شلاق محکوم می نماید!

آنقدر این دو ماجرای سعید امامی و مهدی هاشمی روشن است که سخنی نمی ماند! حرفم حتی تبعیض هم نیست بلکه...

ماجرا بسیار شلوغ است که آدم نمی داند از کجا بگوید! همانهایی که روزی سعید امامی را بی سند، و به جهت انگ چسباندن به نظام و رهبری به زندان انداختند و دستور شکنجه همسرش را صادر نمودند و به نوعی مقدمات مرگش را فراهم کردند (تا خودکشی کند، چراکه به نظر خیلی از اطرافیانش سعید یک آدم معتقد بود و دلیلی نداشت وقتی به بی گناهی خود اعتقاد داشت دست به خودکشی بزند _ که البته ما سخن مراجع رسمی را مبنی بر خودکشی وی می پذیریم و البته حذف شدن نامش از پرونده و تکذیب نشدن سخنان آقای حسینیان را نیز تا به امروز که شواهد و قرائن جدیدی موجود نیست میپذیریم) ، امروز محق شده اند و از مهدی هاشمی که سند جنایات سیاسی و اقتصادی اش موجود است دفاع میکنند. همانهایی که روزی فرصت پاسخگویی به شهید سعید امامی را ندادند امروز با فشارهایشان چندین دادگاه علیه نیروهای حزب اللهی که به ارائه سند از مهدی هاشمی کرده اند، برگزار نموده اند و سپس با 1000متر خانه و زمین در دزاشیب تهران که قیمتی بسیار بیشتر از 10میلیارد تومان را دارد مهدی را پس فقط 84روز آزاد کردند. همه ی اینها علامت تعجب های ذهن ماست و البته سؤالاتی نیز داریم:

1-    چرا انتشار لیست اتهامات مهدی هاشمی توسط کاوه اشهاردی حبس و شلاق را به دنبال می آورد؟ در حالی که هیاهو بر سر نام سعید امامی، متهمی که اتهامش ثابت نشد آزادی عمل را به دنبال دارد؟

2-    به راستی چگونه است اسامی مدعیانی که بر جریان اصلاحات سایه انداخته اند، در پرونده شکنجه متهمین قتل های زنجیره ای هم به چشم می خورد. اسامی ی که آزادانه به فعالیت های سیاسی و اقتصادی مشغول اند و هر از گاه نام سعید امامی را علم کرده و بر کهریزک و کوی دانشگاه گریه سر می دهند! و چرا هنوز اینهایی که مجرم بودنشان اثبات شده در کشور به آرمان های نظام توهین می کنند و کسی کاری به کارشان ندارند؟

3-    چرا همسر سعید امامی که جزء متهمین قتل های زنجیره ای نبود و آن بلاها سرش آمد، مانند مهدی هاشمی که نه، همانند اغتشاشگرانی که سر از کهریزک درآورده و بعدتر به خاطر آزار و اذیت در دادگاه حاضر شده و اعلام شکایت کردند، از حقوق شهروندی برخوردار نشد؟

4-    چرا هنوز پای محمد خاتمی، سعید حجاریان، یونسی، برادر عباد، تاج زاده، امین زاده، موسوی لاری به خاطر صدور دستور شکنجه جسمی و جنسی و نظارت و اطلاع از آن به هیچ دادگاهی باز نشده است؟ ... و همچنان این آقایان با وقاحت از جریان سعید امامی می گویند و به افراد و نظام افترا می زنند! و چرا این افراد اینگونه راحت به حمایت از فتنه گران و اتهام زدایی از مهدی هاشمی و پدرش می پردازند و کسی کاری به کارشان ندارد؟

5-    چرا این افراد کاملاً برعکس رفتاری که با سعید امامی کردند با مهدی هاشمی و فائزه هاشمی و دیگرانی که جرمشان محرز است تا به حال سکوت اختیار کرده بودند و امروز از لاک خود بیرون آمده اند و خود را مُحق می دانند و به دفاع از مهدی هاشمی می پردازند و او را قهرمان می نامند و پدرش را مرد بُحران؟

6-     چرا سعید حجاریان که یار غار خاتمی بود و هست و چنین خیانت های محرزی علیه نظام انجام داده و همگی در دادگاه اثبات شده اند جریان انحرافی نامیده نمی شود؟

7-    و چرا ائمه جمعه و مجلسی ها و ... که امروز بخاطر چند لقب (که بحثی در بالا و پایینش نداریم) که رئیس جمهور به مسئول دفترش داده است، آتش به پا می کنند در کشور و مقام دوم کشور را با زشت ترین القاب که لایق خودشان است مورد هتاکی قرار می دهند ولی آن زمانی که خاتمی سعید حجاریان را به معنای واقعی کلمه می ستود (و حتی سفر خارجی اش را بخاطر کسالت این فرد لغو می کرد) کسی در نماز جمعه و مجلس و... علیه اقدامات خاتمی دهان باز نمی کرد؟

نمی دانم چرا نمی توانم باور کنم که این سخنانی که برنامه ریزی شده علیه رئیس جمهور جاری می شود از سر دلسوزی نظام و اسلام باشد؟ آقایان دم خروستان بیرون زده است... و صد البته راه توبه باز...

--------------------------------------------------------------------------------------------

1- برای پیروزی حق علیه باطل در «ختم صلوات» شرکت کنید، برای شرکت و ثبت تعداد صلوات نظر خصوصی بگذارید.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد»

2- هاشمی در ادامه مراحل پروژه «زنده کردن خود» نیاز به یک قربانی دارد که به نظرم حجه الاسلام رسائی قربانی خوبی باشد و با این جنجالهایی که به پا شد در مجلس توسط رسائی و موضعگیری دادستانی علیه رسائی و داده حق پاسخگویی به هاشمی، پس از پروژه زنده شدن، سریع آقای هاشمی به پروژه «رشد تکاملی» خود وارد گشت.

3- قوه قضائیه و محسنی اژه ای بهانه شان برای مخالفت بازدید رئیس جمهور از اوین ملاقات با جوانفکر بود! جوانفکر هم به مرخصی آمد، آیا امکان بازدید رییس جمهور از اوین فراهم می شود؟

4- جهت شادی ارواح مطرح گشت؛ شیخ قدرت الله علیخانی : حامیان دولت به حامیان ملت!(هاشمی رفسنجانی و روسای قوای مقننه و قضاییه) توهین میکنند!

 5- علت مرگ آقای سعید امامی به خاطر تناقضات موجود در مورد ایشان قطعی نیست چراکه از سویی آن زمان علت خودکشی نامیده شد و سپس سخنان دیگری که تکذیب نشدند به میان آمد که فرضیه خودکشی را تضعیف می نمود / لیکن به خاطر مبهم بودن قضیه هرجایی که از فعل ((کشته شدن)) استفاده شده نمیتوان تلقی قتل نمود بلکه کشته شدن معنای عام دارد که هم کشته شدن توسط خود فرد و هم کشته شدن توسط دیگری را محتمل می نماید.

6- جوانفکر: خیلی از افراد هستند که در زندان هستند اما آزادند، خیلی از افراد هم هستند که در بیرون آزادند، اما در زندان هستند. من در زندان احساس زندانی بودن ندارم، احساس آزادی دارم. آزادانه فکر می کنم و آزادانه نظر می دهم و حرف می زنم و در چارچوب قانون عمل می کنم.
---من آرمانهایم برایم مهم است وقتی آرمان هایم معطل مانده اند سلامتی به چه کارم می آید.

 7- قصد توهین ندارم ولی نام ائتلاف 1+2 را که میشنوم ناخدآگاه یاد شتر گاو پلنگ میفتم! جالب اینجاست که این آقایون هرکدوم یه ستاد بزرگ و مجزا توی اصفهان برای خودشون به پا کردند و حسابی در حال جنب و جوش اند و از آن طرف سخن از ائتلاف روی یک نفر به میان آورده اند! منتظر دعواهای پر تنش و از هم گسیختگی اصولگراها باشید دوستان...

/ 7 نظر / 5962 بازدید
احمد شریعت

برادر سلام علیکم قبل از سفر می خواستم یه مطلب بزنم که تو زحمتش رو کشیدی. خداقوت

زینب

حرف دل امام،حرف آخر است کلیپ زیبا با سخنان حاج سعید قاسمی http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=7556

یه دانشجو از مرکز ایران ...

سلام اگه میخواید دیگه مطلب نذارید به رسم احترام به خواننده های وبتون هم که شده یه پست بذارید که دیگه نمیاید یا این که فعلا نیستید که ما هر دفعه نیایم اینجا و بگیم ا چه بد دوباره هم که این برادرمون هیچی نذاشتن... و از طرفی ادرستون رو به دوستان ندیم موفق باشید

محمد

دهنتونو اب بکشید باید گفت شهید سعید امامی . به شهادت رساندن این مرد لگه ننگیه برای دولت اسهالات ( درست نوشتم )

من

کوتاه بیا خواهشا،سعید امامی از بس که از این نظام آتو داشت خود وزارت اطلاعات کشتش فتنه شماهایید والا

آشغال خودتم میدونی اون سعید امامی چه بی شرفی بود از جنس خودت،برنامه هویتم لابد دولت اصلاحات ساخته ،تو احیانا این شریعتمداری بی پدر نیستی؟

شبیه داستان فیلمهای هندی بود.خودتم فهمیدی این قدر دروغ گفتی